Wednesday, October 22, 2008

Two juveniles pardoned after paying retribution

According to Etemaad Meli newspaper two Iranian juveniles were pardoned by the families of the victims after the families received total of neraly 1 million dollars paid by annonymous donors:

1- Mohamad- Hasan , juvenile offender accused of murdering 17 year old Mehdi, 17 at the age of 16 in Tehran on Dec. 2004  or Jan. 2005. He was tried in branch 71 Tehran penal court and sentenced to qesas. which was upheld by supreme court and confirmed by Shahroodi on Mar. 2007. His case was at the office of implementation of sentence when Mohamad-Hasan who is 21 now was pardoned after family of the victim received 30 million toman (Apx $300,000) – less than requested Dieyh) donated by three anonymous donors .

2- Mohamad allegedly murdered Alireza 20 years old in a group fight on April 2006. The fight happened in Shahr e Rey , central square. He was 17 at the time of the offence. He was sentenced to qesas in branch 71 of Tehran penal court which was upheld by supreme court later. When case reached to the office of implementation of the sentence, reconciliation unit stated to work on this case and eventually the family of the victim pardoned the convict for 70 million toman ($700,000) Dieyh, their initial requested figure was much higher. Yesterday  a doner attended the office and after paying most of the requested money, family of the victim announced their pardon and Mohamad was saved from qesas.

None of the juveniles were on the SCE list of 140 juveniles on the execution row. The number of Iranian children facing death penlty is believed to be substantially more than recorded 140

Posted by StopChildExecutions.com in 15:40:20 | Permalink | Comments Off

رهايي 2 نوجوان متهم به قتل از قصاص

اعتماد ملي:

پسري كه متهم است در 17 سالگي و در جريان يك نزاع دسته‌جمعي مرتكب قتل شده است با پرداخت مبلغي از مرگ نجات يافت. عصمت‌الله جابري، داديار اجراي احكام دادسراي جنايي تهران، در اين‌باره گفت: اين عمل خير با تلا‌ش واحد صلح و سازش دادسراي جنايي و كمك يك خير به رضايت به شرط پرداخت ديه منجر شد و متهم از قصاص نجات يافت. <محمد> متهم است كه روز 17 فروردين سال 85 در 17 سالگي به دنبال يك نزاع جمعي در ميدان شهرري اقدام به مجروح كردن جواني 20 ساله به نام <عليرضا> كرد كه اين جوان بر اثر شدت خونريزي ناشي از جراحات وارده چند روز پس از حادثه روي تخت بيمارستان فيروزآبادي جان باخت. ‌

پس از آن با دستگيري متهم و طي شدن تشريفات قضايي، قضات شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران راي به قصاص متهم دادند و اين راي عينا به تاييد ديوان عالي كشور رسيد. ‌

پس از ارجاع پرونده به واحد اجراي احكام دادسراي امور جنايي، سرپرست واحد صلح و سازش دادسرا تلا‌ش خود را براي برقراري سازش در پرونده آغاز كرد و سرانجام اولياي دم اعلا‌م كردند در ازاي دريافت 70 ميليون تومان رضايت خواهند داد، اين در حالي بود كه رقم اوليه براي اعلا‌م رضايت بيش از اين بود و با اقدامات واحد صلح و سازش مبلغ به اين ميزان كاهش يافت.

صبح ديروز با حضور يك خير در دادسرا و پرداخت بخش زيادي از مبلغ مورد درخواست از سوي اولياي متهم، اولياي دم رضايت خود را اعلا‌م كردند، به اين ترتيب محمد از مجازات قصاص رهايي يافت

 دومين پرونده

پسر جواني كه در سال 83 مرتكب قتل شده بود با تلا‌ش اعضاي واحد صلح و سازش دادسراي جنايي تهران موفق به جلب نظر اولياي‌دم مقتول شد، در اين پرونده اولياي‌دم راضي شدند با دريافت مبلغي كمتر از مبلغ ديه در شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي تهران حاضر شده و گذشت خود از قصاص او را اعلا‌م كنند. عصمت‌الله جابري، داديار اجراي احكام دادسراي جنايي كه يكي از اعضاي واحد صلح و سازش دادسراي جنايي است دراين‌باره گفت: اين عمل خداپسندانه با تامين مبلغ 30 ميليون تومان از سوي سه خير بدون فاش شدن نامشان انجام شده است و به اين ترتيب متهم پرونده كه اكنون 21 ساله است از طناب دار نجات پيدا كرد. ‌

اين پرونده اوايل دي‌ماه سال 83 در پي درگيري مرگبار 2 نوجوان در شهرك‌غرب به ماموران پليس اطلا‌ع داده شد. پس از آن گروهي از كارآگاهان همراه بازپرس ويژه قتل به قتلگاه پسر نوجوان رفتند و در بررسي هاي اوليه مشخص شد مهدي 17ساله بر اثر اصابت ضربات چاقو به قتل رسيده است، با ادامه تحقيقات كارآگاهان توانستند محمدحسن 16 ساله را كه مرتكب قتل شده بود شناسايي و دستگير كنند. ‌

وي در بازجويي‌ها به‌انجام قتل اعتراف كرد و پس از آن بازسازي صحنه در دستور كار قرار گرفت و در پايان تحقيقات قرار مجرميت متهم صادر شد، پس از آن متهم جوان با صدور كيفرخواست در شعبه 71 دادگاه كيفري محاكمه و به قصاص محكوم شد. در ادامه روند رسيدگي پرونده به ديوان عالي كشور فرستاده شد و بعد از تاييد حكم صادره توسط قضات شعبه اول ديوان عالي كشور، پرونده فروردين ماه 86 براي استيذان به دفتر رئيس قوه قضاييه رفت كه با استيذان از آيت‌الله هاشمي شاهرودي پرونده قاتل جوان به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي فرستاده شد و او در انتظار اجراي حكم بود. ‌

اما تلا‌ش واحد صلح وسازش دادسراي امور جنايي متشكل از جابري قاضي اجراي احكام، پورمكري مسوول واحد صلح وسازش و قاضي جعفرزاده سرپرست دادسراي امورجنايي پس از گفت‌وگو با اولياي‌دم مقتول، توانستند رضايت آنها را براي گرفتن ديه و اعلا‌م گذشت جلب كنند

.

Posted by StopChildExecutions.com in 15:29:51 | Permalink | Comments Off

Thursday, September 18, 2008

Iman Hashemi Pardoned by victim’s family

Source: Etemaad Newspaper- Iran
Translated by Iran Human Rights Voice: http://www.ihrv.org/inf/?p=953

Another youth, whose death sentence had been confirmed, managed to win clemency from the victim’s family and was saved from certain death. The case of Iman Hashemi, a 16 year-old youth who had committed a murder was filed on 3 Tir 1385 (June 24, 2006). He was charged with killing a young man identified as Amir, and later he was arrested by the Golpayegan police in Isfehan. Describing the day of incident, Iman said: “for the past two months Amir was saying bad things about me. On the day of incident, Amir got into a confrontation with my friend and to support my friend, I entered the fight. The confrontation happened in different sessions and Amir kept overcoming me, out of fear, so I threw a knife at him which killed him.”

The presiding judges in the Isfehan criminal court convicted Iman in trial and, once the case traversed its court procedures and reached its final state, the victim’s family members announced their clemency and in this way the young men was saved from certain death.

Posted by StopChildExecutions.com in 18:50:05 | Permalink | Comments Off

Friday, September 5, 2008

Iranian Juvenile saved from execution

According to Iran’s ISCA news Agency, Ali M. who was sentenced to death for murder of Ramin by knife stab was pardoned and saved from execution in the city of Qom by Ramin’s parents after receipt of 700 Million Rials ( Apx. USD $75,000) as part of the blood money retribution (Dieh).

It is likely that Ali M. is the same juvenile as Ali Moradzadeh Zagheh from the city of Qom on the SCE list of juveniles facing execution in Iran: www.stopchildexecutions.com/scedata.aspx

Posted by StopChildExecutions.com in 22:35:08 | Permalink | Comments Off

Wednesday, September 3, 2008

لبخند محکوم نوجوان به زندگی

 خبرگزاری ایسکانیوز

:محکوم جوانی که در یک قدمی چوبه دار بود با تلاش خداپسندانه مددکاران زندان مرکزی قم و گذشت خانواده داغدار به زندگی برگشت. به گزارش روز سه شنبه گروه حوادث ایسکانیوز: بازپرس کشیک دادسرای جنایی قم ، وقتی باخبر شد پسری به نام «رامین» در یکی از خیابان های این شهر با ضربه‌ کارد ، کشته شده است به همراه پلیس جنایی به قربانگاه رفت و رسیدگی به پرونده را اغاز کرد. تحقیق کارآگاهان نشان می داد «رامین» قربانی کینه جویی مرد جوانی به نام «علی – م» شده است. با افشای این مسئله ، مجرم دستگیر شد و پس از دیدن مدرک های دادگاه پسند ، جنایت را گردن گرفت. سپس حکم قصاص نفس (مرگ) جنایتکار صادر شد و به تائید دیوان عالی کشور رسید.بدین ترتیب شرایط بسته شدن پرونده زندگی محکوم پشیمان آماده شد اما سرانجام تلاش رئیس و مددکاران زندان مرکزی قم در چندین نشست خداپسندانه نتیجه داد و خانواده داغدار با دریافت 700 میلیون ریال به عنوان بخشی از «دیه» از خونخواهی
گذشت

Posted by StopChildExecutions.com in 02:56:31 | Permalink | Comments Off

Wednesday, August 20, 2008

پس از گذشت اولياي‌دم <احمد> آزاد مي‌شود

اعتماد ملي

جواني به نام <احمد> كه در 16 سالگي هموطن افغان خود به نام <حسين> را با ضربات چاقو به قتل رسانده بود، پس از بخشش از سوي اولياي‌دم، روز گذشته از جنبه عمومي جرم در دادگاه كيفري محاكمه شد . سوم شهريور ماه سال 84 احمد به همراه دوستانش در پارك نرگس تهران مشغول بازي بود كه با قاسم دعوايش شد. حسين كه 5 سال از او بزرگتر بود با چاقو توپ احمد را پاره كرد. در ادامه درگيري، احمد كه عصبي شده بود با چاقو به حسين حمله كرد و چند ضربه به او زد. ضرباتي كه مرگ حسين را رقم زد و انتقالش به بيمارستان نيز نتيجه‌اي نداد. با مرگ حسين، احمد 16 ساله بازداشت شد. او در شعبه 74 دادگاه كيفري محاكمه و به قصاص نفس محكوم شد و حكم صادره از سوي ديوان‌عالي كشور نيز به تاييد رسيد. اما اولياي‌دم در مرحله اجراي حكم از حق قصاص خود گذشتند و احمد از مرگ نجات پيدا كرد. بر اساس اين گزارش، روز گذشته متهم به موجب اخلا‌ل در نظم عمومي جامعه محاكمه شد. او در جلسه دادگاه در مقابل قضات اظهار كرد: اشتباه كردم. آن لحظه عصباني شدم و از دادگاه تقاضاي بخشش دارم. قضات شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران پس از پايان جلسه وارد شور شدند و راي به 3 سال حبس براي احمد صادر كردند و با توجه به اينكه او نزديك به 3 سال است كه در زندان به‌سر مي‌برد، تا چند روز ديگر آزاد مي‌شود.

Posted by StopChildExecutions.com in 23:17:13 | Permalink | Comments Off

Tuesday, August 19, 2008

نجات نوجوان متهم به‌قتل از مرگ

 کارگزاران

نوجوانی كه در 16سالگی به اتهام قتل یك جوان بازداشت شده بود، با رضایت اولیای دم از قصاص نجات یافت. او در شرایطی به قصاص محكوم شده و حكم اعدامش از سوی دیوان عالی كشور تایید شده بود كه بنابر نظریه پزشكی قانونی، در هنگام ارتكاب قتل بین 14 تا 16 سال داشته است. به گزارش خبرنگار ما، فروردین‌ماه سال 85 در جریان درگیری در محله نازی‌آباد تهران، جوان 23‌ساله‌ای به‌نام «قاسم» با ضربات چاقو مجروح شد و پس از انتقال به بیمارستان بر اثر شدت خونریزی جان خود را از دست داد. به‌دنبال مرگ این تبعه افغان، «احمد» كه او هم تبعه افغان بوده و به‌گفته شاهدان واقعه ضربات مرگبار چاقو را به قاسم زده بود، بازداشت شد. كارآگاهان اداره ویژه قتل پلیس آگاهی پایتخت در تحقیقات خود پی بردند كه احمد 16ساله هنگام بازی فوتبال در كوچه با قاسم درگیر شده و او را با ضربات چاقو به قتل رسانده است. احمد در بازجویی‌های به‌عمل‌آمده اظهار كرد: روز حادثه در كوچه فوتبال بازی می‌كردم كه قاسم توپ فوتبال من را پاره كرد. قبلا هم با هم دعوا كرده بودیم و او اذیتم می‌كرد. من هم توپ او را پاره كردم. وی ادامه داد: وقتی توپش را پاره كردم به طرف من آمد و با هم درگیر شدیم. من هم او را هل دادم و با چاقویی كه داشتم یك ضربه به سینه چپش زدم. در ادامه رسیدگی به پرونده، وكیل تسخیری متهم با اشاره به اینكه متهم در هنگام ارتكاب جرم زیر 18 سال سن داشته خواستار پیگیری موضوع شد. به این ترتیب پزشكی قانونی با انجام آزمایش‌های مرتبط، اعلام كرد كه متهم در هنگام وقوع جرم بین 14 تا 16 سال سن داشته است. با این وجود قضات شعبه 74 دادگاه كیفری استان تهران چهارم آذرماه سال 86 رای به قصاص متهم دادند. با اعتراض وكیل متهم، پرونده برای تایید به شعبه 27 دیوان عالی كشور فرستاده شد اما قضات دیوان عالی نیز بدون در نظر گرفتن سن متهم و نظریه پزشكی قانونی در این رابطه، رای به اجرای حكم قصاص او دادند. در حالی كه پرونده برای اجرای حكم به اجرای احكام فرستاده شده بود، اولیای دم با حضور در دایره اجرای احكام دادسرای امور جنایی تهران از قصاص احمد گذشت كردند و او را بخشیدند. با رضایت خانواده قاسم، احمد پس از طی مراحل قانونی از زندان آزاد خواهد شد.

Posted by StopChildExecutions.com in 16:54:14 | Permalink | Comments Off

Friday, August 15, 2008

Iranian juvenile freed after pardon by victim’s family

Iranian Juvenile , Mehrdad who was sentenced to death on February 4, 2006 by the Islamic court in Tehran, was relieved of death sentence after he was pardoned by the victim’s family who accepted blood money retribution in return. 

17 year old Mehrded was accused of stabbing his friend Ali in January of 2005, because of an affair with Mehrdad girl friend.

After the pardon, Mehrdad’s file was sent for review and he was sentenced to 44 months imprisonment which he had already spent in prison. Mehrdad who is now 21 years old was released on Wednesday. 

Posted by StopChildExecutions.com in 00:31:09 | Permalink | Comments Off

مهرداد17 ساله محکوم به قصاص آزاد شد

 ایسکانیوز

پسری که به جرم کشتن دوست پیشین خود به قصاص محکوم شده بود با جلب رضایت خانواده داغدار و پایان دوره محکومیتش آزاد شد

به گزارش خبرنگار گروه حوادث ایسکانیوز: افسر نگهبان کلانتری 13 گلستان رباط کریم – غرب استان تهران – شامگاه 13 دی 1383 مرگ مرموز پسر 18 ساله ای به نام «علی» را با بازپرس کشیک جنایی در میان گذاشت.

سپس این مقام قضایی و افسران اداره آگاهی به مکان مورد نظر رفتند و با دیدن جنازه کاردآجین ، رسیدگی به جنایت را در دستور کار خود قرار دادند.
شواهد نشان می داد «علی» به دست دوستش «مهرداد» از پا آمده و متهم 17 ساله 24 ساعت پس از کشف سرنخها دستگیر شد.
مهرداد در همان بازجویی های مقدماتی ، بدون هیچ مقاومتی لب به اعتراف گشود:«آن شب خانه خواهرم خالی بود که علی و دوست دخترش را به آنجا دعوت کردم.ساعتی بعد برای تهیه سیگار از خانه خارج شدم و وقتی برگشتم متوجه رابطه شیطانی آنها شدم. علی از اعتماد من سوء استفاده کرده بود و به همین خاطر او را با کارد زدم و فرار کردم.»
به دنبال بازسازی صحنه جنایت، کیفرخواست صادر شد و مهرداد 14 بهمن 1384در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه نشست. پسر چاقوکش به اشد مجازات محکوم شد و حکم به تایید شعبه 37 دیوان عالی کشور رسید.
همه شرایط برای بسته شدن زندگی محکوم آماده بود که خانواده داغدار در دادسرای جنایی تهران با دریافت «دیه» از خونخواهی گذشت و به «مهرداد» زندگی دوباره بخشید.گزارش ایسکانیوز می افزاید،
بدین ترتیب وی در شعبه 71 از جنبه عمومی جرم ، پای میز محاکمه نشست و نماینده دادستان به تشریح کیفرخواست پرداخت.

«محمدرضا حیدری» اعلام کرد:با توجه به رضایت خانواده داغدار از آنجا که جرم مهرداد ، منجر به اخلال در نظم جامعه شده است برایش اشد مجازات خواهانم.
همچنین مهرداد که حالا 21 ساله است در جایگاه ویژه قرار گرفت و سرش را پایین انداخت:« اشتباه کردم و روزگارم سیاه شد.از شما می خواهم در مجازاتم تخفیف بدهید تا بار دیگر به جامعه برگردم و اگر بشود جبران کنم.در پایان این نشست ، پنج قاضی وارد شور شدند و مهرداد را به 44 ماه زندان با احتساب روزهای بازداشت محکوم کردند.این پسر ، روز چهارشنبه با پایان دوره محکومیتش آزاد شد و به جامعه برگشت

Posted by StopChildExecutions.com in 00:07:42 | Permalink | Comments Off

Thursday, August 14, 2008

علی جان! خوش خبر باشی

آسیه امینی

در صداش موج و لرزش شادی است وقتی که زنگ می زند و از خواب بیدارم می کند:
- سلام.
سلام علیک……….م علی آقا! خوش خبر باشی؟
- بخدا دو روز گذشته چند بار زنگ زدم که بهتون بگم. همه اش نبودین! می خواستم خودم بهتون خبر بدم.ولی می دونم که حالا دیگه می دونین.
می دونم. آوا گفت که زنگ زده بودی. حالا چه خبرای جدید؟
- فعلا که پرونده رفته دادگستری استان تهران. از اونجا تعیین شعبه بشه.
خب تا همینجاش هم خیلی خوبه و امیدوارم نقض حکم اونجا هم تعیین بشه. از بچه ها چه خبر؟ بهنود خوبه؟امیدوارم تو این یک ماه مونده، وضع او و محمد هم بهتر بشه.
- بهنود هم خیلی امیدوارشده بعد از نقض حکم من. همه بچه ها امیدوار شدن.  فکر می کنم اگر حکم من تغییر کنه، وضع همه بهتر بشه. فکر نمی کنم دیگه حکمی اجرا بشه اصلا.
 امیدوارم! منم امیدوارم!
اما در لحنم تردیدی است که از هوش علی زیرک پنهان نمی ماند.
- اتفاقی افتاده؟ خبر جدیدی شده؟
نه.
- چرا! چی شده خانم امینی؟ در مورد پرونده منه؟
نه علی جان! ولی به نظرم چهارشنبه یک حکم در عادل آباد اجرا شد.
- زیر ۱۸ سال؟
 فکر می کنم ولی مطمئن نیستم هنوز. خبرش را یک روزنامه محلی هم نوشته بود. اما در مورد سنش کمی تردید دارم اما احتمالش زیاد است.به هر حال در مورد تو فعلا خبرهای خوبی رسیده.
 پکر  شده است و تلاش من برای پاک کردن گندی که زده ام چندان فایده ای ندارد!
- چرا همه به تهران چسبیدین؟ چرا هیچ کس سراغ شهرستانیا نمی ره؟….!
علی جان! همین دو هفته پیش که گله می کردی که چرا پرونده ات را ول کرده ام و چرا دلسرد شده ام، نه کار را ول کرده بودم و نه دلسرد شده بودم، دنبال پرونده ابو مسلم بودم. ابومسلم هم اگر وکیلش دوان دوان دنبال کارش نبود و پی گیری نمی شد پرونده اش، الان معلوم نبود که وضع بهتری داشت! یه عده دنبال رضایت گرفتن بودند و یک عده دنبال پی گیری حقوقی.
- ….
(سکوت)
علی جان ما مجبوریم این راه را طی کنیم. چاره دیگری نیست. ولی تو باید به دیگران امید بدهی. الان که امکان بازخوانی پرونده ات فراهم شده، خیلی مهمه که بقیه بچه ها هم امیدوار بشن.نمی خواستم ناراحت یا ناامیدت کنم.
- …فقط امیدوارم همه چیز خوب پیش بره.
می ره! چرا نره؟!
- می ترسم.
ترس چیز طبیعیه. ولی باید امیدوار باشیم.
- سعی می کنم…. و باید قطع کنم.
به همه بچه ها سلام و پیغام منو برسون. مرسی که زنگ زدی.
- خدافظ
Posted by StopChildExecutions.com in 20:38:24 | Permalink | Comments Off

Sunday, August 3, 2008

Saeed Jazee speaks out

“In the juvenile ward they sometimes announced that they were going to execute one of us the next day, but they wouldn’t say whom and all those youth with death sentence would start trembling. That is what happened to that kid…..Before the Morning Prayer they told him that he had a court hearing, but they didn’t tell him that they had his execution order. At security they chained his hands and feet and took him to the solitary……..they executed my cellmate of 2 years, he was as young as I was. He was such a child that you would feel pity for him, but they so easily put the noose around his neck and pulled the chair from under him.…”              Saeed Jazee

 

Saeed Jazee, the Iranian juvenile who was released from prison after he was pardoned by the victims family, was interviewed by US sponsered Radio Farda . Saeed was sentenced to death by Iranian Judiciary 5 years ago at the age of 16. Saeed is a sculpturer. His arist sensitivity clearly shows through his words. Here are some of the excerpts of the interview:

 

 

Until recently you didn’t know you would be freed, how did you pass those moments?
- It was very difficult. Only being away from family is hard enough, not to mention that abuses by the prison guards.

How afraid were you of the death penalty?
- Life is dear to everyone. We were all afraid of the (execution) verdict. There are so many facing the execution pole and their only prayer to God is another chance.

you were freed after how long?
- 5 years and 3 months.

How did you feel after saw the outside world?
- I feel like I have risen from death. Think of only seeing walls and doors for 5 years, no flowers, no trees…. Not even 5 years, imagine how difficult it would be for only 6 months and then suddenly being faced with a whole new scene (outside).

Where was the first place you went to after freedom?
-Best and most comfortable place is home. In prison every night before sleep I thought of my home and I was thinking of things I did there and the place I slept.

Where are you planning to go tomorrow?
-I am intending to stay home for one week, until I rid myself of the prison odor and smell like home.

Prison has a special odor?
-Yes, it has a bad odor. I hope its smell never reaches anyone’s body.

Would you like to continue school and go to university?
- No I am beyond studying.

But you are now only 21 years old.
- In prison things happen that a 21 year older than 50. They pressure you so much that if I say that in the past 5 years I have aged 40 years, I have not lied.

What kinds of pressures?
- For 5 years I saw my family behind glasses. When you see your loved ones through glass you become complexed.

What do you mean by complexed?
- I mean they put you in such pressures that you would want to hit yourself or commit suicide.

Do you know that according to international laws, execution of those who have committed a crime before the age of 18 is forbidden but it is happening in Iran ?
- While in prison they executed my cellmate of 2 years, he was as young as I was. He was such a child that you would feel pity for him, but they so easily put the noose around his neck and pulled the chair from under him.

Did you observe it?
- No I didn’t see it. They often mentally tortured us. For example in the juvenile ward they would announce that they would execute one of us the next day, but they wouldn’t say whom and all those youth with death sentence would start trembling. That is what happened to that kid.They announced they were going to hang one of us. Before the Morning Prayer they told him that he had a court hearing, but they didn’t tell him that they had his execution order. At security they chained his hands and feet and took him to the solitary….

Source: Radio Farda. Translations: Stop Child Executions

Posted by StopChildExecutions.com in 02:55:58 | Permalink | Comments Off

Thursday, July 31, 2008

گفت و گوي راديو فردا با سعيد جزی

محمد ضرغامی- رادیو فردا

گفت و گوی محمد ضرغامی با سعید جزی، نوجوان نجات یافته از اعدام
بشنوید
mp3 - windows media - real audio
پیاده سازی

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

- windows media - real audio

آدم را زجر می دادند، مثلا می گفتند سالن جوانان، فردا يک نفر را اعدام می کنند ولی نمی گفتند چه کسی است و تمام قتلی ها بدنشان به لرزه در می آمد. جريان آن جوان هم همين طور شد و گفتند قرار است يک نفر را اعدام کنند. نزديک اذان صبح او را صدا کردند که دادگاه دارد، ولی نگفتند اجرای حکم دارد. کنار نگهبانی دستبند و پابند به او زدند و به انفرادی بردند

در بزرگ خاکستری زندان اوين که بر پاشنه خود چرخيد، آزادی  بر روی سعيد جزی آغوش گشود 
بخشش او غير منتظره بود. خبر بخشيدن سعيد جزی از سوی اوليای دم مقتول پرونده اش درست در روزی منتشرشد که ۲۹ تن در زندان اوين به دار آويخته شدند.

سعيد جزی در سال ۸۲ در دعوا با کارگر يک اغذيه فروشی او را به قتل رساند. وی در شعبه ۱۱۸۳ دادگاه عمومی محاکمه و به قصاص محکوم و مراحل قانونی پرونده او نيز طی شده بود.

سعيد جزی، به جرم  ارتکاب قتل، در زمانی که کمتر از ۱۸ سال سن داشت به اعدام محکوم شده بود، اکنون با رضايت اوليای دم مقتول از مرگ رهايی يافته است.

او يکی از چهار نفری است که اتحاديه اروپا و نهادهای بين المللی طرفدار حقوق بشر خواهان لغو حکم اعدام آنها بودند.

بهنود شجاعی، محمد فدايی و صالح تاسه، که آنها نيز در زمان وقوع جرم کمتر از هجده سال سن داشته اند، منتظر اجرای حکم اعدام هستند.

اگر چه آماری رسمی از جوانانی که در سنين کمتر از ۱۸ سال مرتکب قتل شده اند و در انتظار مجازات مرگ به سر می برند، وجود ندارد اما بنابر آمارهای غير رسمی، تعداد اين افراد ۷۰ تا ۱۱۰ نفر اعلام شده است.

سازمان های حقوق بشری، بارها به خاطر اجرای مجازات مرگ درباره نوجوانان به جمهوری اسلامی ايران هشدار داده اند. آنها اجرای اين گونه مجازات ها را برخلاف تعهد ايران در قبال قوانين بين المللی می دانند.
سازمان عفو بين الملل در آخرين گزارش خود اعلام کرده است که طی سال گذشته در ايران حداقل ۲۴ نفر در هر هفته اعدام و بيش از ۶۴ نفر محکوم به مرگ شده اند، و ايران با ۳۱۷ اعدام در اين سال، رتبه دوم را در اين زمينه دارد.

سعيد جزی لحظاتی پس از آزادی، در گفت و گويی با راديو فردا شرکت کرد.

رادیو فردا: تا قبل از زمانی که از هم بندی های خود جدا شوی، تصور می کردی که آزاد می شوی و به جامعه بازمی گردی؟


سعید جزی: من با اميد زندگی می کردم. همه کسانی که در زندان هستند با اميد زنده اند. همه فکرشان اين است که شاکی رضايت می دهد يا نه.


تا قبل از اين مشخص نبود که آزاد می شوی. آن لحظات چگونه گذشت؟

بسيار سخت گذشت. همين که از خانواده دور هستيد به اندازه کافی سخت می گذرد چه برسد به اين که ماموران هم بخواهند اذيت کنند.

چقدر از اجرا شدن آن حکم می ترسيدی؟

جان برای همه عزيز است و همه از اين حکم می ترسند. اکنون خيلی ها در زندان پای چوبه دار هستند و فقط منتظرند خدا به آنها نظری کند.

وقتی آزاد شدی، بعد ازچه مدتی بود که بيرون زندان را می ديدی؟

بعد از پنج سال و سه ماه.

وقتی بيرون را ديدی، چه احساسی به تو دست داد؟

مانند مرده ای که دوباره زنده می شود. فکر کنيد پنج سال فقط در و ديوار را ديده ايد بدون هيچ گل و گياهی. اصلا پنج سال نه، فقط شش ماه را در اين وضعيت تصور کنيد که چقدر دشوار است و سپس منظره ديگری را ببينيد.

هنگامی که آزاد شدی خانواده مقتول را ديدی؟

من آنها را نديدم، ولی واقعا از آنها تشکر می کنم. آنها به من زندگی دوباره دادند. اول خواست خدا و بعد عکس العمل آنها بود.

اگر با آنها تماس بگيری، اولين چيزی که می خواهی بگويی چيست؟

فقط می خواهم بگويم مرا حلال کنند.

اولين جايی که بعد از آزادی رفتی کجا بود؟

بهترين و راحت ترين جا خانه است. در بند هر شب قبل از خواب به فکر خانه خودمان بودم و می گفتم که کجا می خوابيدم و چه کار می کردم.

وقتی آن حادثه رخ داد، تو کمتر از ۱۸ سال سن داشتی. فکر می کردی که ممکن است با مجازات مرگ روبرو شوی؟

بله امکانش زياد بود چون يک نفر کشته شده بود و بايد يک نفر در ازای آن خون می داد.

تو در آن زمان کمتر از ۱۸ سال داشتی. آيا فکر می کردی که ممکن است به همين دليل از مرگ نجات پيدا کنی؟

در اين چند سال زندان، خيلی افراد با جرم قتل را ديدم که همه اميدوارند و فقط با دعا و راز و نياز خودشان را سرگرم می کنند و اميدشان به خداست.

چطور شد پدر و مادر مقتول رضايت دادند؟

نمی دانم. من هنوز وقت نکرده ام يک ليوان آب بخورم.

تجربه زندان چطور بود؟ آيا باعث می شود که ديگر عمل خطايی از انسان سر نزند؟

نه اين طور نيست. از هر نظر که فکر کنيد، کارهايی در زندان می کنند که در بيرون از زندان انجام نمی شود.

می توانی بگويی چه کارهايی؟

هر کاری که فکر کنيد. خيلی ها خود را به زندان می اندازند که بگويند زندان امن است. ولی بيرون امن تر است زيرا در زندان اگر نتوانی از خودت دفاع کنی، کارهايی با تو می کنند که صد بار به مرگ خود راضی می شوی.

از فردا کجاها می خواهی بروی؟

قصد دارم يک هفته فقط در خانه باشم تا بوی زندان از تنم برود و بوی خانه بگيرم.

زندان بوی خاصی دارد؟

بله، بوی بدی دارد. اميدوارم بوی زندان به تن هيچ کس ننشيند.

نمی خواهی درست را ادامه دهی و به دانشگاه بروی؟

نه از من ديگر درس خواندن گذشته است.

تو فقط ۲۱ سال داری.

در زندان بلايی به سر آدم می آيد که ۲۱ ساله بالاتر از ۵۰ سال نشان می دهی. آنقدر به آدم فشار می آورند که اگر بگويم اين پنج سال مانند ۴۰ سال گذشت دروغ نگفته ام.

تحت چه فشارهايی بوده ای؟

پنج سال خانواده ام را از پشت شيشه می ديدم. وقتی عزيزانت را پنج سال از پشت شيشه ببينی، عقده ای می شوی.

عقده ای يعنی چه؟

يعنی اين قدر آدم را در تنگنا بگذارند که مجبور شود خود زنی کند يا خودش را بکشد.

آيا می دانی طبق قوانين بين المللی، اعدام کسانی که زير ۱۸ سال مرتکب جرم شده اند در بسياری از نقاط دنيا ممنوع است ولی در ايران اين کار صورت می گيرد؟

در زندان که بودم کسی را که دو سال با او زندگی می کردم و هم سن من بود، اعدام کردند. اينقدر جوان بود که دل آدم برايش کباب می شد. ولی به راحتی طناب را بر گردنش انداختند و چهار پايه را از زير پايش کشيدند.

اين صحنه را ديدی؟
نه من که نديدم. آدم را زجر می دادند، مثلا می گفتند سالن جوانان، فردا يک نفر را اعدام می کنند ولی نمی گفتند چه کسی است و تمام قتلی ها بدنشان به لرزه در می آمد. جريان آن جوان هم همين طور شد و گفتند قرار است يک نفر را اعدام کنند. نزديک اذان صبح او را صدا کردند که دادگاه دارد، ولی نگفتند اجرای حکم دارد. کنار نگهبانی دستبند و پابند به او زدند و به انفرادی بردند.

می خواهی خودت هم برای آشتی دادن ميان اوليای دم و متهمين قدمی برداری؟
بله حتما اين کار را می کنم. خيلی از دوستان خودم که در زندان هستند وضعيتشان فقط به شاکی پرونده بستگی دارد. اگر شاکی رضايت دهد آزاد می شوند.

!]]>