Wednesday, May 14, 2008

لحظات پردلهره براي 2 محکوم به قصاص

   (Excerpts) روزنامه اعتماد

گروه حوادث؛ لحظات پراضطراب براي  2 پسري که به اتهام قتل در زندان به سر مي برند و احکام اعدام شان صادر شده است به سرعت مي گذرد. آنها به رغم تلاش هاي گسترده هنوز نتوانسته اند خود را از چوبه دار دور کنند. بهنود و علي از چند سال پيش به اتهام قتل روانه زندان شده اند و زير تيغ اعدام قرار دارند.

بهنود

 بهنود شجاعي روزهاي پراضطرابي را پشت سر مي گذارد،. اين پسر که متهم است در 17سالگي در يک نزاع دسته جمعي جواني به نام احسان را با ضربه چاقو به قتل رسانده، قرار بود چهارشنبه هفته گذشته به دارآويخته شود، اما با تلاش فعالان حقوق بشر و درخواست هاي مکرر از رئيس قوه قضائيه، آيت الله شاهرودي يک روز قبل از اجراي حکم دستور تعليق آن را به مدت يک ماه صادر کرد.

هرچند جلسه اول صلح و سازش که در دايره اجراي احکام دادسراي جنايي برگزار شد به نتيجه نرسيد، اما با توجه به اينکه والدين احسان از خانواده يي مذهبي و متدين هستند و روحيه گذشت در آنها وجود دارد تلاش ها براي جلب رضايت از پدر و مادر احسان همچنان ادامه دارد.

هم اکنون يک هفته از فرصت يک ماهه رئيس قوه قضائيه سپري شده و بهنود تنها سه هفته ديگر فرصت دارد براي زنده ماندن تلاش کند.

علي

دومين پسري که با حکم مرگ روبه رو است علي مهين ترابي نام دارد. او متهم است در 15 سالگي پسر نوجواني به نام مزدک را کشته است.

علي مهين ترابي که اکنون 20ساله است، دانش آموز ممتاز دبيرستاني در گوهردشت کرج بود. وي روز حادثه با مزدک درگير و حين کشمکش باعث مرگ او شد. علي مدعي است حين درگيري و در حالي که چاقويي در دست داشت با فشار جمعيت همراه مزدک به زمين پرت و چاقو به صورت ناخواسته و کاملاً اتفاقي وارد بدن او شد. پرونده علي مهين ترابي چند ماه قبل براي استيذان نزد رئيس قوه قضائيه فرستاده شد و وکيل مدافع علي نيز با ارسال لايحه يي به دفتر رئيس قوه قضائيه تقاضاي رسيدگي مجدد به پرونده را مطرح کرد.

اين در حالي است که ناظم مدرسه علي هم در گفت وگويي با اعتماد ادعاي عمدي نبودن ضربه مرگبار را تاييد کرد و گفت؛ حين درگيري جمعيت زيادي جمع شده بودند اما مزدک زماني زخمي شد که با فشار جمعيت همراه علي به زمين افتاد.

مادر مزدک در همان مراحل اوليه پرونده اعلام رضايت کرد اما پدر اين نوجوان همچنان بر قصاص علي تاکيد دارد.

به گفته وکيل مدافع علي پرونده اين نوجوان همچنان در دفتر رئيس قوه قضائيه در حال بررسي است و هنوز دستوري در خصوص اجراي حکم يا اعاده دادرسي صادر نشده و پسر زنداني اميدوار است آيت الله شاهرودي با توجه به ايرادهاي موجود در پرونده به وي فرصتي دوباره براي محاکمه و دفاع از خود بدهد.
Posted by StopChildExecutions.com at 19:02:57 | Permanent Link | Comments (0) |

Tuesday, May 13, 2008

علی مهین ترابی، نوجوانی در آستانه اعدام

Autnews

علی مهین ترابی نوجوانی که در سن ۱۶ سالگی و در طی نزاعی دسته جمعی در مدرسه متهم به قتل همکلاسی خود گشته بود و علیرغم رد اتهام توسط وی و نواقص پروند سرانجام ازسوی شعبه ۳۳ دادگاه عمومی بررسی مجرمان نوجوان درکرج به مجازات اعدام محکوم شده است.

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

هر چند سازمانهای مدافع حقوق بشری، اتحادیه اروپا و بالاخص سازمان عفو بین الملل در سال ۲۰۰۷ طی گزارشی مفصل از حکومت جمهوری اسلامی درخواست توقف حکم اعدام این نوجوان را نموده بودند و علیرغم اینکه ایران کشوری است که عضو «پیمان بین المللی حقوق مدنی و سیاسی» و «آی. سی. سی .پی. آر»، است و تعهد کرده است که مجرمین زیر سن قانونی را اعدام نکند اما حکومت جمهوری اسلامی که بالاترین آمار اعدام کودکان را در دنیا دارست اکنون حکم اعدام این نوجوان را در آستانه اجرا قرار داده است.

مسلم است توقف حکم اعدام این نوجوان تلاش بی دریغ مدافعان حقوق بشر و اصحاب رسانه ای را می طلبد. همچنین در ذیل نامه ای از این نوجوان اعدامی مورخه آذر ماه سال گذشته جهت تنویر افکار عمومی می آید:

پاییز گفت تا چند روز دیگر می رود.

مامور زندان هم گفت قبل از رفتن پاییز تو هم می روی .

با انگشت روزها را می شمارم .

لحظه های مرموز به تندی می گذرند.

لولوی شب می آید ، هر شب …

تو هم می بینی ؟

اینجا تاریک است .

بوی مدرسه از یادم رفته .

حالا من - علی مهین ترابی ، فرزند محمد رضا متولد سال ۱۳۶۵ - شاگرد درس خوان سال دوم هنرستان در میان این جمعیت نام دیگری هم دارم ” اعدامی “!

هیچ وقت زمستان را دوست نداشتم اما حالا که قرار است دیگر هیچ وقت روی خیابان های سفید محله مان را نبینم دلم برای برف بازی حسابی تنگ می شود.

جویباری از چشم هایم جاری می شود.

مرگ لالایی می خواند، صدای خاموشش را می شنوم .

ضربه های قلبم یکی یکی خاموش می شوند.

لحظه های غم انگیز زندگی ام از چهاردهمین روز بهمن سال ۸۱ شروع شد.

در رشته کامپیوتر یک هنرستان غیر انتفاعی درس می خواندم.

شاگرد اول مدرسه بودم . به همین خاطر رویای شرکت در المپیاد برایم در حال تحقق بود. اما…

میلاد و مزدک همکلاسی هایم بودند . آن روز با هم درگیر شدند . وقتی فهمیدم درگیر شده اند رفتم جدایشان کنم . دلم نمی خواست نمره انضباطشان کم شود.

وقتی یکی از بچه ها فریاد زد: مدیر آمد بچه ها از هم جدا شدند.

شاگردها به صف وارد کلاس می شدند.

مزدک فکر کرد به طرفداری از میلاد وارد دعوا شده بودم . نمی دانست هیچ قصدی نداشته ام .

مزدک گفت : “زنگ آخر بایست کارت دارم .”

اهل دعوا نبودم، همه این را می دانستند. دلم نمی خواست در موردم این طوری فکر کند. به کلاس رفتم. می خواستم با مزدک حرف بزنم و برایش بگویم که فقط می خواستم آتش دعوا را بخوابانم اما مزدک قبل از این که حرف هایم را بشنود از شدت عصبانیت به طرفم هجوم آورد. اما بچه های کلاس اورا گرفتند و بی نتیجه به کلاس خودم برگشتم .

زنگ آخر

آن روز در تمام زنگ ها دلم حسابی شور می زد. بالاخره زنگ آخر خورد . زنگ آخری که بوی مرگ می داد.

مقابل دم در مدرسه مزدک را دیدم . میلاد هم با من بود. همان موقع مزدک نزدیک شد و درگیری رخ داد. خیلی از بچه های مدرسه دورمان بودند . عده ای می خواستند جدایمان کنند . همهمه بدی بود . نفسم داشت بند می آمد.

حلقه دانش آموزان مدرسه لحظه به لحظه تنگ تر می شد . طرفدارهای من ، میلاد و مزدک پخش شده بودند . وقتی یاد آن صحنه می افتم قلبم از جا کنده می شود . بچه ها از طرف فشارم می دادند . به عقب کشیده شدم . فشار آن قدر زیاد بود که چند قدم عقب تر رفتم . چاقو را از جیبم در آوردم . می خواستم با نشان دادن چاقو آن ها را بترسانم . مزدک و میلاد هنوز با هم درگیر بودند . میلاد از پشت سر اورا مورد ضرب و شتم قرارداده بود که میلاد به طرفم آمد . آن لحظه نفهمیدم چه اتفاق افتاد. ناظم آمد . چشم هایم داشت می سوخت . فضا غبار آلود بود . مرثیه چشمانم تمامی نداشت . نفس نفس می زدم که ناظم رسید . با آمدن او بچه ها فراری شدند. بعضی ها مزدک را که به شدت عصبانی بود کناری کشیدند . او داشت کاپشنش را در

می آورد و همچنان هم تهدید می کرد. یک لحظه متوجه شدم پیراهنش خونی است . حالم خراب شد .

دنیا دور سرم چرخید . تمام توانم را در تارهای صوتی ام حمع کردم و فریاد زدم کدام نامردی اورابا چاقو زده؟

انگاری همه کوچه ها به بن بست می رسیدند.

نزدیکی های مدرسه فقط یک ماشین در حال حرکت بود . با التماس و گریه خواستم توقف کند .راننده وقتی دید مزدک خونی است گفت به من ربطی ندارد. می ترسید گرفتار شود . گفت :” هر کی زده خودش هم ببردش بیمارستان .”

دنیا دور سرم می چرخید. گفتم آقا تورا به جان بچه هایتان مارا ببرید . من نزده ام اما مزدک همکلاسی ام است شما اورا برسانید خودم تا اخرش هستم .

راننده ایستاد اما سوارمان نکرد. فکر می کردم حالش خوب می شود. سرانجام یکی از دبیرهای مدرسه آمد و مزدک را به بیمارستان رساند. خودم به دفتر مدرسه رفتم .

بچه ها میلاد را هنگام فرار از صحنه جرم گرفته و به دفتر برده بودند.

پلیس در مدرسه

دقایقی بعد مامورهای پلیس آمدند. به کلانتری منتقل شدم . تا به آن روز نمی دانستم کلانتری چه شکلی است . رنگ به صورت نداشتم . انگشت هایم می لرزید. دلم آرام نمی گرفت . انگار یخ زده بودم . افسر نگهبان گفت :” مزدک زنده است .” با شیندن این حرف حالم بهتر شد . گفتم خدارا شکر چون خود مزدک به همه می گوید که من در این ماجرا تقصیر نداشته ام .

دو روز بعد

ثانیه های وحشت به کندی می گدشتند حقیقت تلخی در راه بود . من و زندان؟

ای کاش هیچ وقت در لحظه های مایوس کننده آن روزها اسیر نشوی .

باورم نمی شد ، نه ! کابوس بود . بگو هنوز هم دارم کابوس می بینم …

بابا آمد . پشت در بازداشتگاه ایستاد. در چشم هایم زل زد . گفت :” بی آبرو ! انتظار هیچ حمایتی از من نداشته باش . آبروی چند ساله مارا به باد فنار دادی . لعنت …!”

می خواستم فریاد بزنم . صدای بغض آلودم از ته گلو بیرون آمد . شرم داشتم در بازداشتگاه به چشمان بابا نگاه کنم. گفتم : ” شما به ملاقات مزدک بروید خودش همه داستان را همان طور که بوده برایتان تعریف می کند. مزدک به شما و همه آن آدم های بیرون می گوید که من نزده ام ..”

بابا آه عمیقی کشید و رفت . عمق تلخی نگاهش هنوز جانم را می سوزاند . بعد ازر فتن بابا به اداره آگاهی منتقل شدم و در آن جا آوار نا باوری بر سرم فروریخت .

آه ! مزدک مرده بود.

بیچاره بابا این را می دانست به همین خاطر بدون حرفی فقط آه کشید و رفت . رفت و تا بیست روز دیگر هم به ملاقاتم نیامد. با درخواست دیگران هم برای گرفتن وکیل مدافع مخالفت می کرد.

داشتم از درون می سوختم . از همان روز دیگر چشم هایم به جز پنجره های بسته هیچ نمی دید. آرام و قرار نداشتم ، تبسمی در لحظه های مبهم این کابوس جا نمی گرفت. هنوز هم صدایی نیست، جز مرگ، این را می شنوی ؟

من هیچ ضربه ای نزده بودم. اما انگا ر پشت شیشه های قطورترین پنجره زمان ایستاده بودم .

خانواده مزدک خدابیامرز برخوردی انسانی با من داشتند . بابا گفت :” فقط بگو غلط کردم . بگو اشتباه شده . تقاضای عفو و بخشش کن.” . این ها آدم های خوبی هستند، داغ دارند اما تورا می بخشند می دانم .”

در دادگاه

بعداز سه جلسه دادگاه قاضی فقط می پرسید:” آیا سه ضربه را قبول داری ؟”

من که فقط روی بدن مزدک خون دیده بودم می گفتم نه ! ضربه ای نزده ام اما یک قسمت خون آلود روی بدنش دیدم

قاضی می گفت : پس یک ضربه را قبول داری ؟

گیج بودم . اصلا ضربه ای نزده بودم اما باید به کاری انجام نشده اعتراف می کردم.

بارها گفتم اصلا ضربه ای نزده ام و شاید در لحظه ای که اورا هل داده اند بر اثر ازدحام جمعیت او مورد اصابت کارد قرار گرفته است .

پاییز دارد می رود . من هم دارم می روم.

در شعبه تشخیص دیوان عالی ، لایحه دفاعیه وکیل مدافع ام رد شده و در اعاده دادرسی هم به آن توجهی نکردند.

پرونده ام برای تایید نهایی به حوزه ریاست قوه قضاییه رفت . در آن جا آیت الله شاهروردی دستور دادند :” با توجه به نظریه مشاورین محترم ، پرونده در یکی از هیات های حل اختلاف به صلح و سازش ختم شود.”

حالا روزها می گذرند . تا به حال این قدر به مرگ نزدیک نشده بودم ؟

زمان زیادی به اجرای حکم باقی نمانده . هنوز آرزوهایم را درست نقاشی نکرده بودم که توفان زد.

در هجوم وحشیانه این خزان دل کسی به غنچه ها رحم نکرد. میله های زندان را تا بحال دیده ای ؟

تا به امروز درگرداب غوطه خورده ای ؟ نفسم دارد بند می آید . پنج سال است که ثانیه ها را به انتظار رهایی می شمارم .

صدایی در نیمه شب به گوشم می رسد . وقتی لولوهای وحشت می آیند زمزمه ای آرام و نا خودآگاه به قلبم هشدار می دهد که روزی بی گناهی ام به اثبات می رسد . زمان زیادی باقی نمانده . برایم دست به دعا ببر . حالا تمام آروزیم این است که مزدک به خواب مادرش بیاید و برایش از حقیقت آن روز و بی گناهی ام بگوید.

به انتظار زمستان می نشینم .

اگر رها شوم برای پدر و مادر مزدک فرزندی می کنم .

نجات ، نجات ، نجات…. حالا قبل از رفتن پای چوبه دار این واژه را با تمام وجود فریاد می زنم . صدایم را می شنوی ؟ جوانی ام را می بینی ؟

” به خدا من بی گناهم . به جوانی ام رحم کنید . همین .”

 

فعالان حقوق بشر در ایران

Posted by StopChildExecutions.com at 07:23:10 | Permanent Link | Comments (0) |

گفت و گو با نازنین افشین جم

محمد تهوری - واشنگتن پریزم
Source: Washington Prism


اکثر ایرانی ها خصوصا ایرانیان ساکن کانادا، از سال ۲٠٠۳ (١۳۸۲) با نام "نازنین افشین جم" آشنا شدند. یعنی زمانی که او بعنوان دختر شایسته کانادا انتخاب شد. اما آنچه باعث شد نام وی بر سر زبانها باقی بماند، تلاش مداومش در راه مبارزه با نقض حقوق بشر بود.

وقتی از نازنین می پرسم چه عاملی سبب شد تا شما روی موضوع نقض حقوق بشر در ایران متمرکز شوی، با ناراحتی قصه "نازنین فاتحی" را برایم بازگو می کند. او می گوید برای من غیر قابل باور بود دختری که در دفاع از حیثیت و حق خودش مرتکب قتل یک متجاوز شد، به مرگ محکوم گردید و قرار بود بزودی به جوخه اعدام سپرده شود. آخر چطور باید دختری اعدام شود که از سوی سه پسر مورد حمله قرار گرفته، و آنها می خواهند به وی تجاوز کنند؟ او نیز در دفاع از خودش به چاقویی که همراه دارد متوسل می شود، و یکی از آنها را از پا درمی آورد.
بعد از آن نازنین افشین جم با راه اندازی رشته عملیات (کمپین)ی در حمایت از نازنین فاتحی، با موضوع نقض حقوق بشر در ایران سروکار پیدا می کند. با رهایی فاتحی از خطر اعدام، افشین جم فعالیت هایش را برای توقف اعدام کودکان پی می گیرد.

مصاحبه پیش رو چکیده یی از یک گپ و گفت دوستانه با نازنین افشین جم در امریکا است، که می خوانید.

 از چه زمانی به موضوع حقوق بشر علاقمند، و در این حوزه فعال شدی؟

* از زمان دانش آموزی به مساله حقوق بشر و کار کردن در این حوزه علاقمند بودم، و اتفاقا از همان دوران فعالیتم را شروع کردم. درمدرسه یی که تحصیل می کردم کلوپی که روی موضوع حقوق بشر فعال باشد، وجود نداشت. لذا من کلوپی با این هدف راه اندازی کردم، و روی مسایل بین المللی کار می کردیم.

مثلا چه نوع فعالیت هایی؟

* مثلا برنامه ای طراحی کردیم که بچه ها ۳٠ ساعت هیچ چیز نخوردند، و در این مدت شروع به پول جمع کردن برای مردم فقیر آفریقا کردیم. مردمی که غذایی برای خوردن نداشتند. یا می نشستیم درباره مشکلات مردم کشورهای مختلف صحبت می کردیم. خوب هرچی بزرگتر شدم، تلاش هایم بیشتر روی موضوع حقوق بشر متمرکز شد. به طوری که درحال حاضر بیشتر وقتم روی این حوزه می گذرد.

من در این سالها با صلیب سرخ جهانی همکاری می کردم. تلاشم متوجه خدمات رسانی به آسیب دیدگان در کشورهای فقیر بود، که از خدمات بهداشتی و دارویی تا خدمات مالی و غذایی را در بر می گرفت. در عین حال روی بچه های بازمانده از جنگ در کشورهای افریقایی، یا مین زدایی و آسیب هایی که از جنگ ها باقی مانده بود، کار می کردیم. مثلا در کشور اتیوپی به دختران خدمات بهداشتی و پزشکی می رساندیم. یا وقتی حادثه غیر مترقبه یی مثل سونامی یا زلزله بم رخ می داد، خیلی تلاش می کردیم تا برای آنها پول جمع و ارسال کنیم.

- ز کی روی ایران تمرکز کردی؟

* حدودآ از دو سال پیش که داستان نازنین فاتحی را شنیدم و برای دفاع از حقوق این دختر فعال شدم، بیشتر تمرکزم روی ایران است. چراکه خیلی تحت تاثیر او قرار گرفتم. آن موقع در حال تولید یک برنامه موسیقی بودم، که داستان نازنین را شنیدم. آنقدر ناراحت شدم که نتوانستم به کارم ادامه بدهم و برای مدتی آن را رها کردم. شب و روز به نازنین فکر می کردم. خوشبختانه گروهی که با من کارمی کردند، شرایط روحیم را درک می نمودند. این موضوع سبب شد که بتوانم رشته عملیاتی در حمایت از نازنین راه اندازی کنم.

دقیقا توانستی چه کارهایی برای نازنین انجام بدهی؟

* ما توانستیم حدود ۳۵٠ هزار امضا در حمایت از نازنین جمع کنیم. همچنین در مجامع مختلف حاضر شدم، و در حمایت از او سخنرانی کردم. از سازمان های مختلف می خواستیم که با دولت ایران برای آزادی نازنین مذاکره کنند. این تلاش ها سرانجام نتیجه داد.

 در این راه بیشتر از ایرانی ها کمک گرفتی، یا غیرایرانی ها یاریت دادند؟

* بیشتر کسانی که به من کمک کردند و هنوز هم می کنند، غیرایرانی هستند. آنها از سراسر دنیا با من در تماسند، و با هم به صورت آن لاین کار می کنیم. بعضی از ایرانی ها هم کمک کردند. ولی (همان طور که گفتم) کمک غیرایرانی ها بیشتر بود. مثلا ما باید حدود ٤۵ هزار دلار برای تامین وثیقه نازنین جمع آوری می کردیم. بیشتر این پول را غیر ایرانی ها پرداخت کردند، و حدود ده درصد اش را هم ایرانیان دادند.

- فکر می کنی چرا کمک ایرانی ها کمتر بود؟

* در مرحله اول آنها باور نداشتند، که این تلاش ها نتیجه بدهد. مثلا امروز خیلی ازایرانی ها که مرا می بینند می گویند ما فکر نمی کردیم این امضاء جمع کردن ها نتیجه بدهد، وگرنه حتما آن نامه را امضاء می کردیم. خوب بعضی از آنها هم می ترسیدند دچار مشکل شوند.

- بعد از پایان یافتن مورد نازنین که با موفقیت همراه بود، روی چه موضوعی متمرکز شدی؟

* یکی از موارد نقض حقوق بشر در ایران که خیلی مرا تحت تاثیر قرار داد، موضوع اعدام کودکان بود. لذا حدود یک سال می شود، که تمام تلاشم روی این موضوع متمرکزاست. به همین سبب رشته عملیات توقف اعدام کودکان را راه اندازی کرده ام، و با کمک جمعی از فعالان حقوق بشر روی این موضوع کار می کنیم.

- دقیقا چه کار می کنید؟

* کودکان در معرض خطر اعدام را شناسایی می کنیم، و با خانواده آنها تماس می گیریم تا بدانیم به چه کمکی نیاز دارند. سپس سعی می کنیم به آنها کمک کنیم. بیشتر آنها در گرفتن وکیل و هزینه های آن مشکل دارند. ما هم برایشان وکیل می گیریم، و هزینه های آن را پرداخت می کنیم. به آنها یاد می دهیم چگونه به آقای (آیت الله) خامنه ای (مقام رهبری) و آقای (آیت الله) شاهرودی ( رئیس قوه قضائیه) نامه بنویسند، تا از خطر اعدام نجات پیدا کنند.

همزمان در سازمان ها و مجامع بین المللی و مجلس های قانونگزاری سخنرانی می کنم، تا آنها دولت ایران را متقاعد کنند اعدام کودکان را متوقف نماید. در واقع سعی می کنیم صدای کودکان در معرض خطر اعدام را، به گوش جهانیان برسانیم. همچنین تلاش می کنیم که ایران قانون اعدام را ملغی اعلام نماید.
 چگونه این بچه ها را پیدا می کنید؟

* از طریق مطبوعاتی که خبر دستگیری و اعدام آنها را منتشر می کنند، وکلایی که با آنها در ارتباط هستیم، خانواده متهمان و فعالان حقوق بشر در داخل ایران، با آنها آشنا می شویم. سپس با ایشان ارتباط برقرار می کنیم.

- تا حالا چند کودک را شناسایی کرده اید؟

* ما تاکنون ١٠٠ کودک را شناسایی کرده ایم، که در معرض اعدام هستند. ولی گفته می شود تعداد کودکان در معرض خطر اعدام ١٧٠ نفر است.

- آیا اعدام کودکان در دیگر کشورها را نیز دنبال می کنید؟

* بله محدوده فعالیت ما ایران نیست، و تمام کشورها را تحت نظارت داریم. ولی چون این پدیده در ایران ابعاد گسترده ای دارد، بیشتر نگاهمان متوجه این کشور است.

- اعدام کودکان در کدامیک از کشورها رایج است؟

* در سودان، یمن، عربستان سعودی و . با مشکل اعدام کودکان مواجهیم. ولی گستردگی آن در ایران، با هیچ کجای دنیا قابل مقایسه نیست. مثلا در عربستان ما تنها دو پرونده مفتوح داریم. در حالیکه در ایران با صد پرونده مواجهیم

- برای توقف اعدام کودکان با کدام سازمان و سازمان های غیر دولتی (ان جی او) در ارتباط هستید؟

* مشخصا با سازمان عفو بین الملل همکاری می کنیم. چون آنها نیز مثل ما نمی توانند در ایران دفتر و نماینده داشته باشند، بنابراین اطلاعاتمان را در اختیار همدیگر می گذاریم و با هم کار می کنیم.

- آیا قادر هستید مجلس ها را متقاعد کنید، که ایران را تحت فشار بگذارند؟

* ببینید ایران کنوانسیون حقوق مدنی را امضا کرده، و براساس آن متعهد شده است که حقوق بشر را رعایت کند و از اعدام کودکان زیر ١۸ سال خودداری نماید. بنابراین در برابر جامعه جهانی تعهد دارد. ما این تعهد را گوشزد می کنیم و می خواهیم که آنها ایران را مجبور کنند، که مفاد این کنوانسیون را رعایت نماید.

در عین حال اینکه ایران کودکان بزهکار را تا رسیدن به سن ١۸ سالگی در زندان نگه می دارد و بعد آنها را اعدام می کند، نقض کنوانسیون حقوق مدنی است. ضمن اینکه در قوانین داخلی جمهوری اسلامی نیز پسر تا به ١۵ سالگی نرسد، اعمالش مستوجب اعدام نیست.

برای نمونه ما پرونده ای داریم، که پسری در سن ١۳ سالگی با پسر دیگری رابطه جنسی برقرار کرده است. این پسر در حالی به اعدام محکوم شده، که قانون داخلی ایران نیز به قاضی اجازه صدور حکم اعدام نمی دهد. لذا در تلاش هستیم این حکم را ملغی کنیم.

- چرا با وجود موارد متعدد نقض حقوق بشر در ایران، روی این موضوع متمرکز شدی؟

* چون فکر می کردم از این موضوع بیشتر غفلت شده، و باید آن را برجسته کرد. ضمن اینکه از این راه می خواهم به جوانان ایرانی امید بدهم که ما می توانیم با کمک همدیگر به نقض حقوق بشر در ایران پایان دهیم. ما می توانیم دولت را مجبور کنیم قوانینش را تغییر دهد، و به حقوق بشر احترام بگذارد.

- شما در کانادا بعنوان دختر شایسته انتخاب شدی. این موضوع چقدر کمک کرد که فعالیت های حقوق بشری را وسعت ببخشی؟

* من اصلا با این هدف در مسابقه انتخاب دختر شایسته سال در کانادا شرکت کردم، که صدایم بلندتر شود و بتوانم بیشتر در این حوزه کار کنم. خوشبختانه خیلی هم مؤثر بود.

- در حوزه حقوق بشر، از فعالیت های هنری چقدر بهره گرفته ای؟

* تمام برنامه های من در راستای حقوق بشر بوده است. در کشورهای مختلف موسیقی اجرا کرده ام، تا بتوانم رشته عملیاتمان را معرفی کنم.

- درآمد کنسرت هایت را هم در این عملیات هزینه کرده ای؟

* تا حالا تمام کنسرت های من رایگان بوده است. من تنها از این فرصت برای تبلیغ این رشته عملیات و افشای نقض حقوق بشر در کشورهای مختلف جهان از ایران گرفته تا چین، استفاده کرده ام.

- در ادامه مایلم کمی وارد حریم خصوصی شما بشوم.

* ایرادی ندارد.

- با سینمای ایران آشنا هستی؟

* کارگردان ها و هنرپیشه های ایرانی را زیاد به اسم نمی شناسم، ولی سینمای ایران را خیلی دوست دارم. هروقت در کانادا جشنواره فیلم های ایرانی برگزار می شود، حتما برای دیدن فیلم ها می روم

- اگر کارگردان های ایرانی به تو پیشنهاد بازیگری بدهند، قبول می کنی؟

* البته! ولی وقتی فارسی من خوب نیست، چطور می توانم با کارگردان های ایرانی کار کنم؟

- خوب شاید به تو نقشی بدهند، که اصلا قرار نباشد فارسی صحبت کنی!

* حتما می پذیرم

- آیا فیلم پرسپولیس را دیده ای؟

* من قبلا کتابش را به زبان فرانسه خوانده بودم. فیلم را هم دیدم، و از آن خوشم آمد. ولی این فیلم از نگاه یک خانواده، آنهم خانواده قاجار ساخته شده است. به نظرم نگاه کارگردان خیلی شخصی است، در حالیکه جامعه ایران بسیار پراکنده می باشد.

- تا به حال به ایران رفته ای؟

* وقتی یک ساله بودم، خانواده ام مرا به کانادا آوردند. من در کانادا بزرگ شدم، و هیچ وقت به ایران نرفته ام.

- چرا در این مدت به ایران نرفتی؟ در ایران دوست و آشنایی نداری؟

* اتفاقا بسیاری از فامیل هایم در ایران زندگی می کنند، و خیلی هم دوست دارم به آنجا سفر کنم. ولی خانواده ام تا به حال اجازه نداده اند. آنها می ترسند در آنجا برایم اتفاقی بیفتد. خصوصا اینکه هرازگاهی ایمیل های تهدید آمیز هم از ایران دریافت می کنم.

- مثلا چه ایمیل هایی؟

* تا به حال چند بار به قتل و ضرب و جرح تهدید شده ام. آنها مخالف فعالیت حقوق بشری من هستند.

- از میان سه نقش هنرپیشگی، خوانندگی و حقوق بشری که ایفا کرده ای، به کدام بیشتر علاقه داری؟

* از فعالیت در حوزه حقوق بشر لذت می برم، و دلم می خواهد همین راه را ادامه بدهم.

- ایران را بیشتر دوست داری یا کانادا را؟

* من ایران را هنوز نشناخته ام. تمام زندگی ام در کانادا بوده، پس این کشور را بیشتر دوست دارم. با این حال احساس می کنم تکه یی از قلبم متعلق به ایران است.

- پدر و مادر شما اصالتا کجایی هستند؟

* پدرم تهرانی می باشد، و مادرم آذری است. مادرم گاهی با مادر بزرگم ترکی صحبت می کند، ولی من متوجه نمی شوم.

- در چه رشته ای تحصیل کرده ای؟

* علوم سیاسی و روابط بین الملل

- قصد ادامه تحصیل نداری؟

* دارم فکر می کنم. اما هنوز تصمیم نگرفته ام در چه رشته ای ادامه دهم.

- و سوال آخر اینکه اگر کسی بخواهد با شما همکاری کند، چگونه می تواند با شما همراه شود؟

* معمولا من از همه جای دنیا ایمیل دریافت می کنم، و از دریافت آنها خوشحال می شوم. هرکس دغدغه حقوق بشر داشته باشد، می تواند با کمپین ما که به سازمانی غیر دولتی (ان جی او) تبدیل شده، همراه شود. من براساس توانایی افراد از آنها می خواهم، که در پیشبرد برنامه ها به ما کمک کنند. آدرس سایت و ایمیل من به قرار زیرست:





محمد تهوری از نويسندگان واشنگتن پريزم است    

Posted by StopChildExecutions.com at 00:47:06 | Permanent Link | Comments (0) |

Monday, May 12, 2008

An interview with Nazanin Afshin-Jam

Source: BR Special

On February 1, 1979 exiled Ayatollah Khomeini returned to Iran after 14 years in exile. Ayatollah Ruhollah Khomeini, 78, was imprisoned by the Shah in 1963 for his opposition to reforms and was expelled the following year to Iraq - via Turkey. Only 10 days after Khomeini's triumphant return to Iran from exile in Paris, the army returned to their barracks and gave up the fight to defend the regime of Prime Minister Shahpour Bakhtiar who resigned and soon went into exile and was later assassinated in Paris in 1991.

On the first of April, 1979 Ayatollah Khomeini declared Iran an Islamic Republic. Khomeini presided over a brutal and repressive regime which pursued the war with Iraq from 1980 until 1988 with a religious fervour. He regarded Saddam Hussein as the infidel leader of the country which had expelled him back in 1978.

On November 4, 1979, Iranian militants stormed the United States Embassy in Tehran and took approximately seventy Americans captive. This triggered the most embarrassing crisis for the Carter presidency after dragging on for 444 days.

On September 20, 1980 a war broke out between Iran and Iraq after three weeks of border clashes. Iraq bombed several Iranian air and military supply bases, including Tehran's International Airport. This escalation in hostilities came after Iraq tore up a 1975 border agreement with Iran over sovereignty of the Shatt al-Arab waterway.

Nazanin Afshin-Jam was born in the midst of all this turmoil in Tehran, Iran in 1979 and later immigrated to Canada with her family in 1981. As a young girl, Nazanin was enthralled with the workings of the world and self-educated herself in global issues. It was with this passion for global awareness she went on to acquire a Double Major Degree in International Relations and Political Science at the University of British Columbia. Later she received scholarships to study at the prestigious L'Institut d'Etudes Politiques in Paris and at the International Study Center at Herstmonceux Castle in England. She also became a Royal Canadian Air Cadet, rising to the highest rank of Warrant Officer First Class, where she became licensed to fly both conventional aircraft and gliders.

Have we mentioned yet that Nazanin is a singer, songwriter, international human rights activist, model, musician, actress and the former Miss World Canada, as well as the 1st runner up in the Miss World Pageant? It would seem likely that the difficulties her family endured must have had a profound impact on Nazanin and has played a role in shaping the remarkable woman she has become.


BRSpecial:
First, thank you Nazanin for taking what precious little time you must have for yourself, to do this interview.

It's obvious that the events of the late 70's in Iran were the reason your family immigrated to Canada. Do you consider Canada your native home, or is your Iranian heritage still the stronger of the two?

Nazanin:
First and foremost I see myself as a citizen of the world. Borders for me are socially constructed but that said I am proud to have been born amongst a people that have made so many significant contributions to the world throughout history. We are descendents of Cyrus the Great, the founding father of Persia who introduced the first declaration of human rights, promoted freedom of religion and advocated for the abolishment of slavery. I am happy to have been brought up in a culture that values the importance of family and the importance of a good education. On the other hand, due to the fact that Iranians do not live in freedom today, I feel blessed to have lived most of my life in Canada. Having been exposed to the richness of multiculturalism has opened my eyes to the beauty and strength of all cultures. It has also made me sensitive to the plight of people who do not have the same opportunities that I have had growing up and this is what drives me to try and make the world a little bit more just and fair.

BRSpecial:
The turmoil and chaos in Iran and your subsequent departure must have played a large role in your interest in global issues, but was it also the motivating force behind the other successes you have had in academics, acting, beauty pageants, and now in music?

Nazanin:
I am sure that on a subconscious level, our departure from our homeland and separation from other family members must have had an impact on my entire life. When there is unnecessary man made suffering, I ask myself “why”? Why should we have been separated from our family members because of someone else’s political agenda? I try not to take anything for granted and I try to use all my blessings to advance humanity. I have always strived to do my best. Competing at Miss World and getting into the music industry were vehicles for me to try and make my voice stronger in order to raise awareness on various human rights and humanitarian issues close to my heart.

BRSpecial:
You were no more than 2 years old when your family left Iran and immigrated to Canada. Have you ever returned and what is your impression of the mood or mindset of the majority of the Iranian people?

Nazanin:
It is a dream for me to one day go back, tour Iran and visit family members I have never met before. Unfortunately it is too dangerous for me to go back especially since I have been outspoken on women’s rights and the extremist interpretation of Sharia law that they use in Iran’s penal code including the punishment of stoning for adultery and child executions.

While I have not been back, I keep in close contact with Iranians via internet. I receive thousands of emails from the Iranian people confiding in me the abuses they face on a daily basis under the current regime like the persecution of ethnic and religious minorities, gender discrimination and imprisonment of prisoners of conscience.

When we have some more time at a later date I would love to explain the intricacies, because Iran is a land of paradoxes and this short review would not do the complexities justice.

The majority of Iranian people want freedom and democracy, the separation between religion and the state, the rule of law and better human rights. They are fed up with those that are in power like President Ahmadinejad and the Supreme Leader Ali Khamenei that do not represent their opinions and voices. The problem is when they try to rise up and say anything anti-regime they are imprisoned, tortured or killed. Those in power instill fear on the population so many people shy away from getting political and are more concerned about having food on their table for their families. Despite the rich and fertile land with oil, the economic situation is sour and many have to work three jobs just to make ends meet. Many are unemployed with a huge increase in drug abuse, prostitution and HIV/AIDS. Seventy percent of the population is under the age of 30, they are freedom loving people, hip, and tech savvy and very interested in making good connections with the west. With this young demographic and strong women’s rights movement, labour unions and the overall discontent, I think it is inevitable that change will come sooner than later.

BRSpecial:
You played a very important role in the release of Nazanin Fatehi
www.helpnazanin.com , who was previously sentenced to death by hanging for killing a man who had assaulted and tried to rape her. Are there many more just like her awaiting similar fates? Or has the public alarm that you so well sounded put the Iranian Judiciary on guard?

Nazanin:
There are many more “Nazanin Fatehi’s” out there. Currently there are over 100 minors on death row that we have recorded on our campaign website Stop Child Executions at
www.stopchildexecutions.com although the Chief of Police in Iran suspects there are over 170.

We have noticed time and time again, the children who are exposed in the media or where diplomatic and international pressure has been ensued on their behalf, are the ones who are not executed in the end. The ones who are unknown are quickly disposed of.

Our campaign’s aim is to put a permanent end to the situation so that we don’t have to keep trying to save one life at a time. Iran is signatory to the International Covenant on Civil and Political Rights and the Charter of the Rights of the Child which forbids the execution of those who have committed an offence before the age of 18. Under Iran’s interpretation of Sharia law, it spells out that a girl is an adult at age 9 and a boy is an adult at age 15 and therefore are criminally responsible for their actions. They bastardize International human rights law by saying “fine, we won’t execute the 9 year old now, but we will keep her in prison until she turns 18 and then we will carry out the execution”. This is why it is imperative for regular people, like you and me, to speak out. Each signature on a petition, or better yet personal letters written to the Iranian officials has an impact. For those reading this article please go to: www.stopchildexecutions.com , sign the petition and learn how you can help...you could potentially be saving a human life!

BRSpecial:
You have been very outspoken on China's human rights violations. What can individuals thousands of miles away from China do about affecting a government like the one in Beijing that are effective and net results?

Nazanin:
International pressure. Encourage your head of state not to partake in the opening ceremonies of Beijing’s 2008 Olympics. Other than that, one can get involved in traditional campaigning methods like writing to your government officials, writing to the China’s President, organizing talks and rallies at local schools and universities. Let your media know that you are interested in learning more about this topic. Be creative…use your talents in a unique way to raise awareness. For example you can write a song, a poem or paint a picture. We all have the capacity to contribute in our own way. You can watch my music video for my song “Someday” where I try to bring hope to those who live under tyrannical regimes that stifle voices and liberty.
www.myspace.com/nazaninmusic

BRSpecial:
Would you say there is any negligible difference in the way women are treated in some middle-eastern countries after there are large-scale outcries from international organizations and concerned individuals like yourself?

Nazanin:
The power of the individual is strong, but united we are even stronger. There is a women’s rights group in Iran called “The One million signatures campaign” calling for a change to discriminatory laws. Through public support they have made some headway improving the life and conditions of women in the country. One of the members of this campaign, Shadi Sadr, also leads the “Stop Stoning Forever Campaign”, where they have been successful in saving several women from the fate of being buried to their neck and stoned to death. International organizations are part of support group, drops of water that lead to the creation of an ocean of change.

BRSpecial:
How on earth do you become a recording artist, write and perform music when so many want you to speak about human rights, women’s rights, and animal rights being abused around the world? There seems hardly enough hours in a day.

Nazanin:
You are absolutely right about that. It is overwhelming at times. Music acts as an art for me whereby I can release all the stress pent up from working on daunting human rights cases. It is a means by which I can spread some of my messages on world issues. You could say that music is more of a part time job, while my human rights work takes precedence over everything else in my life. There will be plenty of time when I am 90 years old to catch up on sleep ;)
www.nazanin.ca

BRSpecial:
Should we be able to look ten years into the future, what would you most like having us see Nazanin doing?

Nazanin:
I am not sure exactly what I will be doing in 10 years from now but I am sure it will involve working on human rights and humanitarian issues in one capacity or another. I don’t know whether I will continue to do public speaking and raising awareness, singing or documentary filmmaking. Whatever I do, I know I will try to be a voice for the voiceless whether it is animals, women in the Middle East or general populations under oppressive regimes. By then I also hope to be married and raising a family. Life changes from one minute to the next, so I will leave it up to God how I should be guided J

BRSpecial:
As much as we appreciate the precious time you have so graciously given us, it is time to say thank you for this interview and for the tremendous efforts you make on behalf of those that cannot voice their own stories. Thanks Nazanin. The world is a far better place with bright
lights like you in it, so keep right on shining...

Posted by StopChildExecutions.com at 08:42:27 | Permanent Link | Comments (0) |

Saturday, May 10, 2008

SCE data : May 2008 - At least 102 children facing execution worldwide

As of May 10, 2008 Stop Child Executions Campaign has recorded 102 children facing executions worldwide: 95 in Iran, 3 in Saudi Arabia, 3 in Sudan and 1 in Yemen.

9 juveniles are reported to have been executed since January 1, 2007: 8 in Iran and 1 in Saudi Arabia.
Since January 1, 2007 , 5 minors have been saved from execution: 3 in Iran, 1 in Yemen and 1 in Saudi Arabia. Execution of many others have been halted due to international pressure.

List of minors on the execution row:


IRAN (95)


Girls (3):

  • Delara Darabi, 17
  • Nazbibi Ateshbejan, 16
  • Soghra Najafpour, 13

Boys (92):

  • Abbass Hosseini, 17
  • Abdolkhaleq Rakhshani
  • Ahmad, under 18
  • Ahmad, 16
  • Ahmad Jabari, 15
  • Ahmad Mortazavian,15
  • Ahmad Nourzahi, 12
  • Akoo Hosseini
  • Ali, 17
  • Ali Alijan, 17
  • Ali Amiri, 13
  • Ali Mahin Torabi, 16
  • Ali Norumohammadi, 16
  • Ali Shabehzadeh, 17
  • Alireza Movassili Roudi, 16
  • Amir Amrollahi, 16
  • Amir Calehchaleh, 17
  • Asghar, 16
  • Behador Khaleqi, 16
  • Behnam Zare, 15
  • Behoud Shojaee, 17
  • Beniamin Rasouli, 17
  • Ebrahim Mehrnahad, 16
  • Farshad Sa'eedi, 17
  • Farzad, 15
  • Fazlorahman Jahraz, 16
  • Feyz Mohammad, 16
  • Feyzollah Soltani
  • Gholam Nabi Barahouti, 16
  • Habib Afsar, 15
  • Hamed, 15
  • Hamed Pour-Heydari, under 18
  • Hamid, 17
  • Hamid Reza, 14
  • Hamzeh S., 17
  • Hani Momeni Yasaqi
  • Hasan Mozaffari
  • Hedayat Niroumand, 14 or 15
  • Hossein Haghi, 17
  • Hossein Toranj, 17
  • Iman Hashemi, 17
  • Javid, 17
  • KhodamoradMon Shahemzadeh, 17
  • Khosrow, 16
  • Mahmoud, 17
  • Masoud, 17
  • Masoud Kafshir, under 18
  • Mehdi, 16
  • Mehdi Azimi, under 18
  • Mehyar Haghgoo, 17
  • Mehyar Anvari, 17
  • Milad Bakhtiari, 16
  • Mohammad Ahmadi 16
  • Mohammad Ghos, 17
  • Mohammad Jahedi
  • Mohammad Jamali Paghale, 15
  • Mohammad Mavari, 16
  • Mohammad Pezhman
  • Mohammadreza Haddadi, 16
  • Morteza Feizi, 16
  • Mosleh Zamani 17
  • Mostafa, 16
  • Mostafa Sa'idi
  • Mostafa Naghdi, under 18
  • Nabavat Baba'I, 17
  • Na'im Kolb'ali, 15
  • Naser Qasemi, 15
  • Ne'mat, 15
  • Nosrat, 15
  • Omarraddin Alkuzehi, 17
  • Omid Sarani, 17
  • Rahim Ahmadi, 16
  • Rahman Shahidi
  • Rasoul Eyvatvandi, 17
  • Rasoul Mohammadi, 17
  • Rasoul Nouriyani
  • Rasoul Safari, 17
  • Reza,16
  • Reza Alinejad, 17
  • Reza Padashi, 16
  • Saber
  • Sadegh Ahmadpour, 17
  • Saeed Jazee, 17
  • Safar Angooti, 17
  • Sa'id Arab
  • Sajjad, 17
  • Salman Akbari, 17
  • Seyed Reza Hejazi, 15
  • Shahram Pourmansouri, 17
  • Siyavash Shirnejad
  • Vahid, 16
  • Zolf'ali Hamzeh,

SAUDI ARABIA (3):

  • Rizana Nafeek (female - 17)
  • Sultan Bin Sulayman Bin Muslim al-Muwallad (15)
  • Issa bin Muhammad ‘Umar Muhammad (13) Chadian national

SUDAN (3):

  • Abdelrhman Zakaria Mohamed (male - 16)
  • Ahmed Abdullah Suleiman (male - 16)
  • Al-Tayeb Abdel Aziz (male - 16)

YEMEN (1):

  • Hafez Ibrahim (male - 16)
Recorded Child Executions in 2007 and 2008:


IRAN (9)

SAUDI ARABIA (1)

Children saved from Execution since January 1, 2007:

IRAN (3)

  • Nazanin Fatehi
  • Sina Paymard
  • Mohammad Latif

Yemen (1)

  • Hafiz Ibrahim
Saudi Arabia (1)
  • Sultan Kohail
Posted by StopChildExecutions.com at 20:21:26 | Permanent Link | Comments (0) |

Behnoud's first mediation attempt was unsuccessful

According to Etemaad newspaper of Iran, the first mediation session with the family of the victim failed and they continued to insist on the execution of Behnoud Shojaee.

Benhoud who was 17 years old at the time of the street quarrel which lead to the death of another boy, was scheduled to be put to death on Tuesday May 7th . However, due to international pressure, Iran's head of judiciary postponed the death penalty for one month.

Mediation Judge Jaberi told the Etemaad daily : "The victim's family insist on death penalty for Behnoud but we will continue to try to obtain a reconciliation."

According to Islamic sharia laws in Iran, victims' families can either demand the implementation of the death sentence or receive blood money retribution instead.

By shifting the responsibility of the child executions to the families of the victims ,when under international pressure,  the Judiciary of the Islamic Republic tries to relieve itself from responsibility of ordering the death penalty of juveniles. 

In direct violation of signed UN conventions, the regime of Iran currently holds more than 100 juveniles in the execution row.
Posted by StopChildExecutions.com at 17:31:54 | Permanent Link | Comments (0) |

تغيير سن مسووليت کيفري، يک ا لزام

بررسي سن مسووليت کيفري اطفال در مقررات حقوق داخلي و بين المللي - بخش پاياني

علي نجفي توانا  - وکيل دادگستري



حقوق تطبيقي

بي ترديد تعيين سن مسووليت کيفري از محورهاي اساسي حقوق کيفري اطفال تلقي مي شود. اهميت اين امر از آنجا ناشي مي شود که با رسيدن به اين مرحله نوجوان بزهکار در معرض همان مجازاتي است که بزرگسالان در صورت ارتکاب بزه، آن را تحمل خواهند کرد. بر مبناي چنين شرايطي قانونگذاران اکثر کشورها سني را نصاب مسووليت کامل کيفري قرار داده اند که با رسيدن به آن، نوجوان به نوعي بلوغ جسمي و فکري توأمان و اصل و عرفاً مقارن با سن پذيرش مسووليت اجتماعي محسوب مي شود.

اکثر کشورهاي جهان با لحاظ چنين ملاحظاتي 18 سالگي را نصاب مسووليت کامل کيفري تعيين کرده اند.

جالب اينکه متاثر از مطالعات و تحقيقات انجام شده و با توجه به لزوم حمايت از جوانان تا رسيدن به سن پختگي برخي کشورها تدابير تربيتي، حمايتي، کيفري و حتي مراجع و تشکيلات اختصاصي اطفال را به جوانان 20 يا 21 ساله نيز قابل تسري دانسته اند و برخي نيز اين سن را به 25 سالگي ارتقا داده اند. (17، ص 30)

با اين حال در برخي کشورها که در اقليت قرار دارند سن مسووليت کيفري اطفال، پايين تر از نصاب جهاني تعيين شده است. کشور فنلاند، يونان و لهستان 17 سالگي و پرتغال، روماني و تونس 16 سالگي را پيش بيني کرده اند. با اين وصف در اين ممالک، مراجع قضايي با تمسک به مکانيسم هاي قانوني در تعيين تدابير قضايي تمام ملاحظات تربيتي، حمايتي و شرايط نوجوان را مورد توجه قرار داده در نتيجه کيفرهاي قانوني بسيار منعطف نسبت به آنها اعمال مي کنند. (17، ص 31)

مثلاً در اسکاتلند که سن مسووليت کيفري در ميان پايين ترين موارد مورد بررسي (يعني هشت سال) قرار دارد، سيستم حضور اطفال در محاکم به گونه يي طراحي شده که از تماس نوجوان زير 16 سال (در واقع بسياري از افراد 16 تا 17 ساله) با محاکم رسمي قضايي، مگر در مورد جرائم بسيار سنگين اجتناب شود و به شکلي بنيادي به راه حل هايي غير از سلب آزادي متهم گرايش دارد. (18، ص 71)

اين در حالي است که ايران تنها کشوري است که سن مسووليت کيفري را براساس بلوغ جنسي، براي دختران 9 و پسران 15 سال قمري تعيين کرده و در نتيجه جز در جرائم تعزيري و بازدارنده، در ساير جرائم همان مجازاتي نسبت به اين اطفال تازه بالغ اعمال مي شود که نسبت به بزرگسالان اجرا مي شود.

مقررات بين المللي

براي تعيين سن مسووليت کيفري به تدريج نوعي مباني مشترک و اصول مشابه براساس مطالعات و ملاحظات علمي و اجتماعي در جهان مورد توجه قرار گرفته است. در اين اقدام، قطعاً توانمندي جسمي و فکري اطفال که بسترساز پذيرش مسووليت هاي فردي و اجتماعي محسوب مي شود، مد نظر قرار گرفته است.

با اين احوال چنان که ديديم در حقوق تطبيقي، سن واحدي به عنوان سن مسووليت مطلق کيفري وجود ندارد و کشورهاي جهان سنين مختلفي را پيش بيني کرده اند. هرچند اين امر با عنايت به شرايط اقليمي، اقتصادي، فرهنگي و نژادي جوامع قابل فهم و دفاع است، اما بايد تاکيد کرد چنين شرايطي مانع از آن نيست در قوانين ممالک مذکور يک حداقل براي سن مسووليت مطلق کيفري تعيين شود.

پيش بيني چنين نصاب سني اولاً باعث مي شود تا رسيدن به اين سن، اطفال از تحمل کيفرهاي قانوني جرائم معاف باشند و ثانياً با فردي کردن مجازات ها تا سنين خاص مثلاً 25 سالگي، جوانان بزهکار از نوعي رژيم منعطف جزايي بهره مند شوند.

فعالان حقوق جزا در قالب انجمن ها و تشکيلات منطقه يي و جهاني مانند «انجمن بين المللي حقوق جزا» از سال هاي گذشته تاکنون با امعان توجه به حساسيت سني و روحي اطفال بسياري از اين واقعيت ها را مورد لحاظ قرار داده اند که جديدترين آنها نتايج هفدهمين کنگره بين المللي حقوق جزا در پکن (سپتامبر 2004) است که طي آن شرکت کنندگان سن مسووليت کيفري را 18 سالگي تعيين کرده اند.

حداقل سن عدم مسووليت مطلق کيفري

پيش بيني حداقل سن مسووليت کيفري از موضوعات مورد اختلاف در قوانين کشورها محسوب مي شود. تعيين اين مرز مي تواند ابعاد ماهوي و شکلي مهمي داشته باشد. مشخص کردن سن خاصي به عنوان سن مسووليت مطلق کيفري مي تواند به منزله عدم امکان تعيين تدابير کيفري و اصولاً عدم امکان دخالت مقامات قضايي در رسيدگي به جرائم ارتکابي اطفال تلقي شود.

البته اين روش ممکن است تبعات منفي و ناخواسته يي نيز به همراه داشته باشد که محروميت احتمالي بسياري از کودکان از حمايت کيفري و غيرکيفري که به شدت در معرض خطر اخلاقي، جسمي و رفتاري قرار دارند، يکي از آنهاست. ضمن آنکه تعيين يک سن مشخص به لحاظ تفاوت فيزيکي، ژنتيکي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي اطفال که در چگونگي رشد آنان بسيار موثر است، کار مشکلي خواهد بود.

در اين خصوص برخي کشورها مانند فرانسه با تکيه بر خصيصه دروني براي تشخيص رشد رواني طفل مبادرت به تعيين آستانه سن حداقل کرده اند. مبناي تشخيص اين سن، ارزيابي قدرت تمييز اطفال مبني بر «توانايي فهميدن و خواستن» است که البته امري ضروري محسوب مي شود و احراز آن مستلزم جلب نظر کارشناس است. هرچند تمسک به چنين روشي مي تواند تا حدي از اعمال سلايق فردي قضات بکاهد و ضمن استفاده از کارشناس، کودکان داراي قوه تمييز را مورد حمايت قانوني قرار دهد اما فراموش نکنيم بر معيارهاي تعيين نصاب مذکور نبايد به حدي پايين باشد که اطفال بسيار خردسال به جاي آن که توسط نهادهاي حمايتي، اداري، بهداشتي، فرهنگي و خانوادگي مورد مراقبت و حمايت قرار گيرند، به وسيله مراجع قضايي تعقيب شوند و آثار زيانبار و منفي چنين دخالتي را تحمل کنند.

متاسفانه در شرايط کنوني به دليل افزايش بزهکاري اطفال و نوجوانان در برخي کشورها نوعي کشش به گسترش رژيم کيفري به اطفال داراي سنين پايين تر و در واقع تقليل حداقل سن عدم مسووليت مطلق کيفري و سن مسووليت مطلق کيفري ايجاد شده است. مدافعان اين تفکر معتقدند روش حمايتي و تربيتي گذشته شکست خورده و افکار عمومي نيز تمايل به برخورد جدي تر با اطفال بزهکار از خود نشان مي دهند.

مع الوصف چنانکه اشاره شد در سال هاي اخير تحت تاثير آموزه دفاع از اجتماع و تسکين افکار عمومي که به علت افزايش بزهکاري اطفال احساس امنيت کمتري نسبت به گذشته مي کند سن عدم مسووليت کيفري و دخالت مرجع قضايي تقليل يافته است. اين در حالي است که کشورهايي همانند چين، فرانسه، الجزاير و... که حداقل سن مذکور را بالاتر از کشورهاي ديگر تعيين کرده اند، چنانکه ديديم در صورت ارتکاب جرم، امکان مداخله سيستم قضايي را در قانون فراهم کرده، تحت عنوان تدابير تربيتي، اطفال مرتکب جرم يا مستعد تکرار جرم و داراي حالت خطرناک را کنترل مي کنند و تحت نظارت و تربيت قرار مي دهند.

در ايران به صراحت ماده 49 قانون مجازات اسلامي، اطفال در صورت ارتکاب جرم مبرا از مسووليت کيفري هستند. منظور از طفل وفق تبصره 1 ماده مذکور کسي است که به حد بلوغ شرعي نرسيده باشد. صراحت ظاهر ماده مرقوم در بادي امر- در مقايسه با مقررات کشورهاي ديگر که اطفال 9 ، 10 و 11 ساله را نيز مسوول يا قابل تعقيب و در مواردي حتي قابل کيفر مي دانند- موجب اميدواري و خوشحالي خواننده مي شود به ويژه آنکه ماده 49 ق.م. اسلامي گذشته از پذيرش اصل عدم مسووليت مطلق کيفري براي اطفال بزهکار اعلام مي دارد؛«تربيت آنان با نظر دادگاه به عهده سرپرست اطفال و عندالاقتضا کانون اصلاح و تربيت مي باشد.»

متاسفانه اين تصور با مطالعه ساير مقررات ناظر بر اين ماده و اطفال خردسال به ويژه تبصره دو ماده 1210 قانون مدني رويه دادگاه ها در اعمال نصاب سني مندرج در آن تبصره 2 ماده 49 ق.م. اسلامي و ماده 113 و 147 همان قانون و ساير مقررات چندان پايدار نمي ماند. بررسي موارد ذيل موجب مي شود که نقايص و تعارض موجود در قوانين موضوعه روشن تر شود؛

1- تعيين نشدن محدوده بلوغ شرعي و اختلاف و ابهام در تعيين اوصاف آن و رويه مراجع قضايي در اعمال تبصره دو ماده 1210 قانون مدني که صرفاً درصدد تعيين سن «بلوغ» و نه «بلوغ شرعي» برآمده و 9 سال را براي دختران و 15 سال را براي پسران- آن هم بر مبناي سال قمري- که هر سال آن 11 روز از سال شمسي کمتر است مقرر داشته است حقوقدانان را با نوعي تبعيض جنسي نسبت به آنان مواجه مي کند؛ زيرا دختران 8 سال و چند ماه در صورت ارتکاب جرم همان کيفري را به ويژه درخصوص جرائم مستوجب حدود و قصاص تحمل مي کنند که اولاً امکان تعديل و تخفيف و فردي کردن آنها وجود ندارد و ثانياً يک فرد 30 يا 40 ساله در معرض آن قرار دارد.

2- مقنن در تضاد آشکار با پيام ماده 49 ق.م. که اطفال را در صورت ارتکاب جرم صرفاً قابل تربيت آن هم توسط والدين و کانون اصلاح و تربيت دانسته در تبصره 2 همان ماده تنبيه بدني را به عنوان يک ابزار تربيتي مجاز دانسته است.

3- در تعارضي آشکار با اصل عدم مسووليت مطلق کيفري اطفال، متاسفانه مقنن در قانون مجازات اسلامي، در مواردي کيفرهايي را قابل اعمال بر اطفال نابالغ و جزائاً غيرمسوول دانسته است که مخصوص بزرگسالان و جرائم ارتکابي آنان است و در ادامه مطالب توضيح بيشتري در اين باره ارائه خواهد شد.

4- براساس تبصره ماده 220 قانون آ.د.ک. «به کليه جرائم اشخاص بالغ کمتر از 18 سال تمام در دادگاه اطفال طبق مقررات عمومي رسيدگي مي شود.» اين قانون دلالت دارد صلاحيت رسيدگي به جرائم اطفال بزهکار بالغ بر عهده مرجعي قضايي متفاوت با مراجع قضايي بزرگسالان است که مي توان آن را نوعي مرجع شبه اختصاصي يا شبه تخصصي ناميد. بنابراين معلوم نيست اطفال غيربالغ که مرتکب جرائم موضوع مواد 113 و 147 و غيره قانون مجازات اسلامي شده اند، در کدام مرجع قضايي بايد مورد دادرسي قرار گيرند؟ مگر نه اين است که اطفال غيربالغ اصولاً قابل تعقيب و محاکمه و مجازات نيستند؟ آيا با لحاظ آمره بودن امر صلاحيت مي توان چنين مجازات هايي را در مراجع کيفري نسبت به کودکان تعيين و اعمال کرد و آيا فقدان حد و مرز قانوني ممکن نيست کودکان خردسال 3 ، 4 و 6 ساله را به اتهام «وطي» در معرض دادرسي کيفري و مجازات شلاق قرار دهد؟ ضمن آنکه فراموش نکنيم در مقررات موضوعه فعلي، مفهوم «قدرت تمييز» نيز محمل قانوني براي اجرا به ويژه در امر کيفري ندارد.

5- در اکثر قوانين جزايي کشورهاي جهان چنان که اشاره شد يک سن حداقل براي عدم مسووليت مطلق کيفري تعيين شده و اطفال کوچک تر از آن در صورت ارتکاب جرم نه تنها قابل مجازات نيستند بلکه حتي مورد دادرسي کيفري نيز قرار نمي گيرند. اين نصاب در اکثر مقررات بين المللي نيز مورد تاکيد و تذکر قرار گرفته است. مقررات جهاني به ويژه مواد 10 و 11 کنوانسيون بين المللي پکن با تکيه بر تعاليم و روش هاي روانشناسي و جرم شناسي توصيه مي کنند کشورها حتي المقدور از حضور اطفال در دادرسي ها به علت آسيب هاي روحي و رواني که ممکن است متوجه آنان شود جلوگيري به عمل آورند.

درخصوص تعيين حداقل سن عدم مسووليت کيفري قطعنامه نهايي انجمن بين المللي حقوق جزا چنين مقرر مي دارد؛«قانونگذار بايد يک حداقل سني را تعيين کند که قبل از آن مرحله امکان اعمال يک سيستم جزايي ويژه نسبت به اطفال وجود داشته باشد. اين حداقل سن نبايد کمتر از 14 سالگي در زمان ارتکاب جرم باشد.»

بنابراين در مقام مقايسه هر چند پيام متن 49 مي توانست بسيار مترقي و اميدوارکننده باشد متاسفانه با ورود و حاکميت ساير مقررات موضوعه بايد اذعان کرد در شرايط فعلي در کشور ما نه حداقل سن عدم مسووليت کيفري وجود دارد و نه هيچ گونه ممنوعيت و محدوديتي براي اجراي دادرسي در مورد اطفال نابالغ،

واکنش اجتماعي در تقابل با اطفال بزهکار

عکس العمل در برخورد با جرائم ارتکابي اطفال به تبعيت و اثرپذيري از شرايط مختلف مرتکب مانند سن، جنس، نوع جرم و سابقه کيفري متفاوت و متنوع است. با اين حال کشورهاي عضو جامعه جهاني يک حداقل استاندارد- مندرج در پيمان نامه ها و اسناد بين المللي در باب تعقيب، بازداشت، دادرسي و تعيين تدابير قضايي و غيره- را در ضوابط داخلي پيش بيني و رعايت مي کنند. از اهم اين حداقل استانداردها مي توان از ممنوعيت مجازات اعدام يا حبس ابد بدون امکان بخشودگي در مورد اطفال زير 18 سال در بند الف ماده 37 پيمان نامه حقوق کودک و بند 2 ماده 17 مقررات پکن و بند 5 ماده 6 عهدنامه بين المللي حقوق مدني و سياسي يا استفاده از مجازات هاي جايگزين و اجتناب از حبس و اجتناب از تدابير تنبيهي در مورد اطفال نام برد. در آخرين قطعنامه هفدهمين کنگره بين المللي حقوق جزا کيفر مرگ به عنوان يکي از معضلات مهم حقوق بشر تلقي شده و همچنين مجازات حبس ابد و اعمال شکنجه و رفتارهاي غيرانساني و ساير مجازات هاي بدني نسبت به کودکان ممنوع اعلام شده است. مضافاً اينکه تدابير جايگزين به جاي دادرسي قضايي و مجازات هاي سالب آزادي، تصويب تدابير ميانجيگري و سازش مورد تاکيد و توصيه قرار گرفته است. جالب اينکه در اکثر اين اسناد بين المللي پيشنهاد مي شود که نظام ويژه اطفال نسبت به جوانان تا 25 سال نيز اعمال شود. متاسفانه مقررات جزايي کشور ما- با وصف اعلام مواضع بسيار مترقي توسط مسوولان قضايي و نهادهاي مدني- در رعايت و اجراي اين استانداردها چندان موفق نبوده است.


اين عدم تناسب و ناکارآمدي و ناهماهنگي را مي توان در مورد واکنش هاي مقرر نسبت به اطفال بزهکار ملاحظه کرد.

نتيجه گيري

از مجموعه مطالب و داده هاي اين نوشتار چنين استنباط مي شود که قوانين کيفري اطفال در ايران از جهات متعدد، مبهم، ناقص، نارسا، متضاد با مقررات داخلي، معارض با نيازهاي روز جامعه و در تناقض با مقررات بين المللي از جمله کنوانسيون حقوق کودک است که ايران به آن ملحق شده و حسب ماده 9 قانون مدني ملزم به اجراي مفاد آن است. مهم ترين چالش هاي مترتب بر قوانين کيفري اطفال در کشور ما را مي توان چنين دسته بندي کرد؛

1- فقدان تعريف از بلوغ شرعي، موضوع تبصره 1 ماده 49 قانون مجازات اسلامي در قوانين موضوعه کشور

2- عدم انطباق مفهوم «بلوغ» مصرح در تبصره 2 ماده 1210 قانون مدني با پيام «بلوغ شرعي» تبصره 1 ماده 49 ق. م. اسلامي و در نتيجه، عدم امکان پذيرش سن 9 سال (براي دختران) و 15 سال قمري (براي پسران) به عنوان سن رشد جزايي

3- وجود تعارض در نظرهاي فقهي و عدم امکان پذيرش علمي سن بلوغ جنسي به عنوان سن رشد جزايي و لزوم وصول به مرحله رشد جسمي و عقلي به عنوان رکن ضروري مسووليت اجتماعي براي انتساب مسووليت کيفري

4- عدم هماهنگي سن رشد جزايي مورد عمل در ايران با مقررات ساير کشورها و مفاد اسناد بين المللي که عمدتاً سن 18 سال را نصاب سني مسووليت کيفري دانسته اند.

5- عدم پيش بيني سن حداقل مسووليت کيفري در قوانين فعلي که قبل از آن، طفل قابل تعقيب يا مجازات نباشد.

6- تعارض بين مفاد صدر ماده 49 قانون مجازات اسلامي که اطفال نابالغ شرعي را فاقد مسووليت کيفري و در نتيجه غيرقابل تعقيب مي داند، با مطلب ذيل همان ماده که امکان دخالت مرجع قضايي و تعقيب طفل و الزام او را به توقف در کانون اصلاح و تربيت پيش بيني کرده يا پذيرش تنبيه بدني در تبصره 2 همان ماده به وضوح مشاهده مي شود.

7- تضاد بين اصل عدم مسووليت مطلق کيفري در ماده مورد بحث با مفاد موادي از قانون مجازات اسلامي از جمله ماده 113 و غيره که امکان مجازات اطفال نابالغ را مقرر داشته است.

8- ناهماهنگي بين سياست کيفري ايران در مقوله تعيين مجازات از لحاظ نوع و ميزان آن با حقوق تطبيقي و مقررات بين المللي از جمله عهدنامه حقوق مدني و سياسي، مقررات پکن و پيمان نامه حقوق کودک

9- اصول جزايي مقرر در قانون دادگاه اطفال سال 1338 از ابعاد مختلف نه تنها پاسخگوي بسياري از نيازهاي جامعه در برخورد با جمعيت جوان کيفري کشور است، بلکه قانوني کامل و هماهنگ با حداقل استانداردهاي جهاني محسوب مي شود و عقيده بر آن است که با لحاظ جميع جهات هيچ مغايرتي با موازين شرعي نيز نداشته است.

با عنايت به آنچه گذشت و با توجه به نقايص پيش گفته، نگارنده معتقد است اولاً بايد هرچه سريع تر نهادهاي مسوول، اعم از قوه قضائيه، مجلس شوراي اسلامي يا قوه مجريه با همکاري دانشگاهيان و انديشمندان فقهي، موضوع بلوغ به ويژه بلوغ شرعي را دقيقاً بررسي و با عنايت به معيارهاي فردي، اجتماعي و علمي، نصاب سني مشخصي را به عنوان «سن رشد جزايي» تعيين کنند؛ سني که متضمن تعادل بين سن مسووليت کيفري و مسووليت اجتماعي باشد. بديهي است روش آسان تر، پذيرش سن 18 سال به عنوان نصاب رشد جزايي است؛ آن چنان که در ماده 220 قانون آيين دادرسي کيفري آمده است. از ديگر روش هاي علمي در مورد تعيين سن رشد جزايي، قبول سن مسووليت کيفري «شناور» است که با توجه به شرايط فردي و اجتماعي افراد با جلب نظر کارشناس مي تواند مورد عمل قرار گيرد. در اين راهکار يک حداقل سن مثلاً 15 يا 16 يا 17 تعيين مي شود که البته مي تواند به تقاضاي ذينفع، خانواده يا سرپرست قانوني، دادستان يا اولياي دم مورد اعتراض قرار گيرد و موضوع براي تعيين قابليت جسمي و روحي و فکري (شخصيتي) به کارشناس ارجاع شود. در صورتي که خبره اعلام کند متهم خردسال توانايي هاي لازم را براي پذيرش مسووليت اعمال خود دارد، مرجع کيفري وي را قانوناً مسوول شناخته با لحاظ ساير تشريفات، تدابير قانوني را نسبت به او اجرا خواهد کرد.

ثانياً مقنن درخصوص تعيين سن حداقل براي عدم مسووليت کيفري اقدام کند. تعيين چنين نصابي موجب مي شود اطفالي که به آن مرحله نرسيده اند، به هيچ وجه قابل مجازات و کيفر نباشند و در عين حال امکان تعقيب و جلب به دادرسي در مورد آنها وجود نداشته باشد. بديهي است مي توان براي چنين اطفالي از سازوکارهاي مناسب ديگر مانند فعال کردن موسسات عمومي و خصوصي نگهداري و تربيت اطفال يا کمک و مساعدت به والدين براي بازپروري مجدد آنها استفاده کرد يا با قضازدايي از مکانيسم هاي اداري و شبه قضايي يا پليس اطفال، به ويژه پليس زن بهره جست و بدين ترتيب از فرآيند منفي حضور نزد پليس عمومي يا مراجع قضايي يا نگهداري در موسسات شبه کيفري مانند مراکز اصلاح و تربيت اجتناب کرد. (موسسه زدايي)

ثالثاً بايد مجازات هاي سخت و سنگين مانند اعدام، قصاص، حبس ابد، شلاق و غيره را با استفاده از پتانسيل فقه پويا و مترقي از فهرست کيفرهاي اطفال حذف کرد. به علاوه ضروري است قانونگذار کيفري با بهره گيري از داده ها و يافته هاي علمي ساير علوم مرتبط با حقوق کيفري از جمله روانشناسي کيفري و جرم شناسي به جاي اعمال کيفرهاي سنگين و ناعادلانه عمدتاً به کشف علل و عوامل اصلي بزهکاري اطفال پرداخته، با اعمال تدابير تاميني و تربيتي جايگزين، زمينه هاي اصلاح، بازپروري و کاهش نرخ بزهکاري اطفال را فراهم آورد. طبعاً عدم تطبيق و تعيين سن مسووليت کيفري با اصول و معيارهاي پيشرفته علمي و حقوقي به نحو دقيق، علاوه بر آنکه منجر به توالي فاسد خواهد شد، از درجه اعتبار و سنديت قوانين کيفري فعلي نيز تا حدود زيادي مي کاهد و نظام کيفري ما را کماکان در معرض انتقادات و ايرادات بين المللي قرار خواهد داد.

Posted by StopChildExecutions.com at 16:56:09 | Permanent Link | Comments (0) |

اولياي دم مقتول به بهنود رضايت ندادند

روزنامه اعتماد
اولين جلسه صلح و سازش براي نجات «بهنود» از مرگ بي نتيجه ماند و اولياي دم پرونده بر قصاص اين جوان تاکيد کردند.سه شنبه هفته گذشته زماني که کمتر از 24 ساعت به اجراي مجازات «بهنود» باقي مانده بود، اجراي اين مجازات با دستور مستقيم آيت الله هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضائيه به مدت يک ماه به تعويق افتاد تا اين متهم که در نوجواني مرتکب قتل شده بود براي اخذ رضايت فرصتي دوباره به دست آورد. پس از به تعويق افتادن حکم، واحد صلح و سازش دادسراي امور جنايي تهران تلاش خود را براي نجات جان «بهنود» آغاز کرد اما اين تلاش ها در اولين جلسه که صبح ديروز برگزار شد، بي نتيجه ماند.قاضي عصمت الله جابري داديار اجراي احکام و سرپرست واحد صلح و سازش دادسراي جنايي با اعلام اين خبر گفت؛ فعلاً اولياي دم مقتول بر خواسته قبلي خود پافشاري مي کنند اما تلاش ما همچنان براي برقراري سازش در پرونده ادامه دارد.بهنود متهم است روز 30 مردادماه سال 84 هنگامي که 17 سال داشت در يک درگيري خياباني جواني به نام احسان را کشته است.
Posted by StopChildExecutions.com at 16:51:17 | Permanent Link | Comments (0) |

Friday, May 09, 2008

Nazanin & SCE continue to support the Iranian women's one million signature campaign

alt : http://www.youtube.com/v/Pdz7Ev9B9yA&hl=en alt : http://www.youtube.com/v/IdtlamCmHNU&hl=en

CLICK TO VIEW CAMPAIGN FLASH PRESENTATION

ONE MILLION SIGNATURE CAMPAIGN WEBSITE
Posted by StopChildExecutions.com at 13:58:10 | Permanent Link | Comments (0) |

Forgive me

Excerpts from  a letter by Behnoud Shojaee to the victim's mother 
translated by Nazy Kaviani
 
 

"When I was a very young child, I lost my young mother to illness.  I will never forget the day my mother passed away.  I can still hear her last breaths in my ear.  I remember starting that day and for all the years to come, I would wonder to myself why God would leave me so alone in this world.  I grew up longing for my mother's warm embrace.
I am sure you can understand what I'm trying to say, because you embraced your son, Omid, thousands of times.  Omid never had to search for the warmth of his mother's kindness in his dreams.

I had to pass many hard days before I turned 17.  How I wish I could erase number 17 from the years I have lived.  I was preparing for the university admission exam, to realize my mother's dream, when that horrible accident happened.  I never believed I would have someone's blood on my hands, I never believed I could cause Omid's death.  You know very well that neither Omid nor I were the instigators of that fight, and that what happened was just an accident.  I am not a professional murderer, committing a premeditated and planned murder; Omid's death in my hands was just a horrible accident." 

"I spent many nights in jail, dreaming of my mother the minute my eyes closed.  I dreamt of my mother standing next to Omid, crying.  I know you have cried many tears for the loss of your child, and even passage of time cannot heal the wounds I have so unfortunately caused on your soul.  But I beg you to forgive my punishment.  I ask you this not as the person who was the cause of your son's death, but as a young man, same age as your lost son, Omid.  Allow me to call you mother, after all the years I have been unable to use that word, addressing anyone.  Allow me to kiss your sad and cold hands which have been busy wiping the tears of longing for your child, and beg you to bestow that motherly kindness on me." 

Posted by StopChildExecutions.com at 12:10:09 | Permanent Link | Comments (0) |
1 2